گفتاری از بیژن عبدالکریمی در نشست «نقد اعتزال­ نو»؛

حیث تاریخی و فراتاریخ در متون مقدس

بیژن عبدالکریمی

فرهنگ امروز , 1 دی 1393 ساعت 12:46

تاریخ و اندیشه: یکی از مهم‌ترین مسائل و مناقشات در قرون اولیه اسلامی، که از قضا میان دو جریان اشعری و معتزلی مورد بحث ما وجود داشت در خصوص سرشت «کلام الهی» یا متن مقدس (قرآن) بود. پرسش از سرشت «کلام الهی» در جهان اسلام آن چنان اهمیت یافت که علم الهیات (تئولوژی) در میان مسلمانان به «علم کلام»­ شهره یافت. امروز نیز پرسش از سرشت و چیستی «کلام الهی» یکی از مهم­‌ترین مسائل ماست.


عنوان این جلسه «دومین پیش­ نشست همایش ملی نقد اعتزال نو» می ­باشد. قبل از شروع بحث، اجازه می­ خواهم به «عنوان» این نشست، که حکایت ­گر نکاتی بسیار اساسی در حیات اجتماعی و فرهنگی روزگار کنونی ماست، انتقاداتی داشته ­باشم.

نخستین انتقادم به «عنوان» همایش پیش روی، «نقد اعتزال­ نو»، این است که دست ­اندرکاران همایش و تفکر آنان از همان آغاز موضع سلبی و منفی خود را با واژة «نقد» نسبت به «اعتزال ­گرایی و نواعتزال گرایی» بیان داشته، پرسشگری، جست­ وجوی آزادانة حقیقت و لذا امکان دفاع از خردگرایی، «اعتزال ­گرایی و نواعتزال ­گرایی» را لااقل به نحو ذهنی برای خویشتن سرکوب کرده ­اند.

همچنین، عنوان همایشنوعی واکنش و نه کنش، یعنی نوعی عکس ­العمل به جای عمل را نشان می­دهد و همین امر نشان­ گر نوعی عدم اصالت در انجام این همایش است. ای کاش به جای این عنوان از عناوین اصیلتری چون «متون مقدس در جهان کنونی»، «عقلانیت جدید و قدسیت متون مقدس»، «امکان یا عدم امکان قدسی بودن یک متن» یا لااقل «تأملاتی بر جریان نواعتزال گرایی»­ ــ که بیانگر نوعی گشودگی به تبیین خاستگاه­ ها، دغدغه ­ها، پرسش ­ها و نیز محدودیت­ ها، آسیب ها و نقصانهای این جریان بود ­ــ برای همایش پیش­ رو انتخاب می ­شد. این «واکنشی بودن» به یکی از اوصاف بسیاری از جریانات فکری و اجتماعی ما تبدیل گشته، سبب از دست رفتن بسیاری از سرمایه­ های مادی و معنوی ما گردیده است.

نکتة اساسی دیگر این است که آدمی و تفکر او هموارهاز دو سو در خطر است. من می­توانم با دغدغة برپاکنندگان و دست ­اندرکاران همایش پیش­ رو از خود همدلی نشان دهم که جریان «اعتزال­ گرایی و نواعتزال­ گرایی» نه تنها نمی ­تواندسدی در برابر رشد فرایندة بسط عقلانیت مدرن و نتایج و لوازم اجتناب ­ناپذیر آن، یعنی سکولاریسم و نیهیلیسم در جوامع مسلمان باشد، بلکه خود نیز به عاملی در جهتشدت و حدّت یافتن روند پرشتاب کنونی تبدیل گشته است.

اما از سوی دیگر، «اشعریت و اشعریت­ گرایی» نیز خطر بزرگ دیگری است که جهان اسلام را تهدید می­ کند و صرفاً باید دجّال و یک چشم بود که خطر «اعتزال­ و اعتزال­ گرایی» را دید لیکن خطر «اشعریت و اشعریت ­گرایی» را ندید و درنیافت که چگونه جریانات منحط، تباه­ کننده و غیر انسانی­ به اصطلاح بنیادگرایی ­ایی چون داعش، طالبانیسم، بن­لادنیسم و بوکوحرام از دل همین جریان «اشعریت و اشعریت ­گرایی» بیرون آمده­ اند و همان­ گونه که در تاریخ اسلام نشان می دهد میان جریان منحط خوارج و شخصیتی چون ابوموسی اشعری با جریان اشعریت به رهبری ابوالحسن اشعری پیوندهای «نسب»ی و «سبب»ی آشکار و پنهانی وجود داشته است. اساساً خود همین جریان «اشعریت و اشعریت­ گرایی» یکی از مهم­ ترین عوامل و دلایل ضعف مسلمانان در جهان کنونی، روگردانی نسل­های جوان مسلمان از سنت تاریخی خویش و طغیان علیه این سنت و استقبال از فرهنگ و عقلانیت جدید و نیز ­ــ همان­ گونه که تاریخ خود ظهور این جریان در قرون اولیه تاریخ تفکر مسلمانان نشان می ­دهد ­ــ زمینة واکنش و ظهور جریان اعتزال و اعتزال­گرایی، هم در گذشته و هم در روزگار کنونی­ بوده است.

لذا ما امروز ­ــ اگر نه بیش از لااقل به همان اندازة نقد اعتزال و اعتزال­گرایی ­ــ به تأمل و نقد و بررسی در وصف «اشعریت و اشعریت ­گراییِ» تفکر در میان خویش و در تفکر حاکم بر حوزه­های علمیه و در میان جریانات سنت گرای جوامع مسلمان نیازمندیم، در غیر این صورت در جهان کنونی از این نیز ضعیف­ تر شده، بحرانهایمان مضاعف تر خواهد شد و جامعه و فرهنگ ما در مسیر انحطاط و تباهی خویش کماکان طی طریق خواهد کرد.



۱. متون مقدس: تاریخی یا فراتاریخی؟

یکی از مهم ­ترین مسائل و مناقشات در قرون اولیه اسلامی، که از قضا میان دو جریان اشعری و معتزلی مورد بحث ما وجود داشت در خصوص سرشت «کلام الهی» یا متن مقدس (قرآن) بود. پرسش از سرشت «کلام الهی» در جهان اسلام آن چنان اهمیت یافت که علم الهیات (تئولوژی) در میان مسلمانان به «علم کلام»­ ــ به معنای شناخت کلام الهی­ ــ شهره یافت. به اعتقاد اینجانب، امروز نیز پرسش از سرشت و چیستی «کلام الهی» یکی از مهم­ترین مسائل ماست تا آنجا که تقدیر و آیندة حیات فکری، اجتماعی، فرهنگی، تاریخی و تمدنی ما به نحوة پاسخگویی­ مان به این پرسش بستگی تام و تمام دارد.

مهمترین نزاع و چالش میان اشاعره و معتزله بر سر این بود که آیا کلام الهی را باید امری قدیم دانست یا حادث؟ با زبان و ادبیات امروزین می­توان این نزاع را چنین بازگو و صورتبندی کرد: آیا کلام الهی امری تاریخی (حادث) است یا فراتاریخی (قدیم)؟ اشاعره را می توان پیروان قول به فراتاریخی، ازلی و ابدی بودن کلام الهی دانست و معتزله را قائلین به تاریخی، زمانی و مکانی بودن کلام الهی. امروز نیز یکی از مهمترین چالشگاه ­های نظری میان معتقدان به متون مقدس با تفکر سکولار و نقادی­های تاریخی آن از این متون، و نیز میان جریانات مختلف فکری در ادیان گوناگون از جمله در میان جریانات فکری مسلمانان همین پرسش است.

اما صرف نظر از ادعاهای اعتقادی و تئولوژیک، مثل این که همة کتب مقدس تاریخی­اند و تنها کتاب مقدس ما فراتاریخی است یا همه کتب به­اصطلاح آسمانی ناقص یا تحریف شده­ اند و تنها کتاب مقدس ما کامل و اصیل است­، به این پرسش که متون مقدس، از جمله قرآن، متونی تاریخی یا فراتاریخی­ اند­ به لحاظ حک