هیأت قرآنی احیا - آخرين عناوين تاریخ و اندیشه :: نسخه کامل http://ehyaonline.ir/history Tue, 21 Nov 2017 13:14:53 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://ehyaonline.ir/skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط هیأت قرآنی احیا http://ehyaonline.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام هیأت قرآنی احیا آزاد است. Tue, 21 Nov 2017 13:14:53 GMT تاریخ و اندیشه 60 مفتی وهابی: شیعیان در اذان "خمینی رهبر" می‎گویند! http://ehyaonline.ir/vdcc.xqia2bq4sla82.html تاریخ و اندیشه: یکی از انگیزه‌های تهاجم وسیع وهابیت بر ضد مذهب اهل‌بیت علیهم السلام، به سبب ترس و وحشت آنان از گسترش این فرهنگ برخاسته از سنّت راستین محمدی مطابق با قرآن در میان جوانان و دانشمندان تحصیل کرده است. از این رو، با تألیف کتاب‌های ضد شیعی سراسر تهمت و دروغ، سعی در مخدوش کردن چهره نورانی مذهب شیعه را در سطح جهانی دارند.به نمونه‏ هایى از سخنان بى ‏پایه وهابیت توجه کنید:۱) ابن تیمیّه نظریه‌پرداز برجسته وهّابیّت مى‏ نویسد: «الرافضه لم یدخلوا فی الإسلام رغبه... و لکن مقتا لأهل الإسلام»[۱] هدف شیعیان از مسلمان شدن نابود کردن اسلام بوده است.«و الیهود لا یرون على النساء عدّه و کذلک الرافضه»[۲]؛ زنان شیعه همانند زنان یهود عده نگه نمى‏‌دارند.«و الیهود یستحلّون أموال الناس کلّهم وکذلک الرافضه»[۳]؛ شیعیان همانند یهود اموال دیگران را بر خود حلال می‌شمارند.۲) ابراهیم سلیمان جبهان، نویسنده مصرى مى ‏نویسد: إنّ نکاح الأمّ عندهم هو من البر بالوالدین، وإنّه عندهم من أعظم القربات[۴]؛ شیعیان ازدواج با مادر را یک نوع نیکى به پدر و مادر مى‏ شمارند و از بزرگ‏ترین وسیله‏ هاى تقرّب به خداوند متعال مى ‏دانند.۳)دکتر عبدالله‏ محمد غریب دانشمند مصرى در کتاب سراسر دروغ و تهمت خود «وجاء دور المجوس» مى ‏نویسد: إنّ الثوره الخمینیّه مجوسیّه ولیست إسلامیّه، أعجمیّه ولیست عربیّه، کسرویّه ولیست محمّدیّه[۵]؛ نهضت خمینى، یک نهضت مجوسى، عجمى و کسروى است، نه نهضت اسلامى، عربى و محمدی.نعلم أنّ حکّام طهران أشدّ خطرا على الإسلام من الیهود، ولاننتظر خیرا منهم، وندرک جیّدا أنّهم سیتعاونون مع الیهود فی حرب المسلمین[۶]؛ مى‏ دانیم که خطر حاکمان تهران بر اسلام از خطر یهود بر اسلام، سخت ‏تر است و از آنان هیچ امید خیرى انتظار نمى ‏رود و نیک مى‏ دانیم که آنان به‏ زودى با یهود، هم‏ داستان شده و به جنگ مسلمانان خواهند آمد!۴)دکتر ناصر قفارى در رساله دکتراى خود که اکنون کتاب درسى دانشگاه مدینه است، مى‏ نویسد: أدخل الخمینى إسمه فی أذان الصلوات، وقدّم إسمه حتّى على إسم النبیّ الکریم، فأذان الصلوات فی ایران بعد استلام الخمینى للحکم وفى کلّ جوامعها کما یلى: اللّه أکبر، اللّه اکبر، خمینى رهبر، أی الخمینی هو القائد، ثمّ أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه[۷]؛ خمینى، نام خود را در اذان نمازها داخل کرده و حتّى نام خود را بر نام پیامبر نیز مقدّم نموده است. در ایران، اذان در نمازها بعد از اعلام خمینى به عنوان حاکم ایران و حاکم همه جوامع {مسلمانان} چنین است: اللّه‏ اکبر، اللّه‏ اکبر، خمینى رهبر یعنى خمینى پیشواى ماست، سپس مى‏گویند: شهادت مى دهم که محمّد فرستاده خداست! جاى بسى شگفتى است کتاب‏ هایى که بر ضدّ جنایات صهیونیسم در فلسطین اشغالى، نوشته مى‏ شود، بسیار کمتر از کتاب‏ هایى است که بر ضدّ شیعه تألیف مى ‏گردد.۵)در حجّ سال ۱۳۸۱، ده میلیون و ۶۸۵ هزار جلد کتاب به ۲۰ زبان زنده دنیا که غالبا بر ضدّ شیعه بوده از سوى دولت سعودى در میان زائران خانه خدا، پخش شده است[۸].چشم‏ انداز مذهب شیعه:۱)دکتر عصام العماد، فارغ التحصیل دانشگاه «الإمام محمّد بن سعود» در ریاض و شاگرد بن باز (مفتى اعظم سعودى) و امام جماعت و خطیب جمعه یکى از مساجد بزرگ صنعاء و از مبلّغان وهّابیّت در یمن که کتابى نیز در اثبات کفر و شرک شیعه تحت عنوان «الصله بین الإثنى عشریّه وفرق الغلاه» نوشته و به دنبال تحقیق و بررسى، با فرهنگ نورانى تشیّع آشنا شد و از فرقه وهّابیّت دست کشید و به مذهب شیعه مشرّف گردید.وى مى ‏نویسد: «وکلَّما نقرأ کتابات إخواننا الوهّابیّین نزداد یقیناً بأنّ المستقبل للمذهب الاثنى عشرى؛ لأنّهم یتابعون حرکه الانتشار السریعه لهذا المذهب فى وسط الوهّابیّین وغیرهم من المسلمین»[۹]؛ با مطالعه کتاب‏هایى که وهّابیّت در سال‏هاى اخیر نوشته ‏اند، بر یقین ما افزوده مى ‏شود که تنها مذهبِ آینده، همان مذهب شیعه امامیّه است؛ زیرا آنان دنبال انتشار و گسترش سریع این مذهب در جوامع وهّابى و سایر مسلمانان مى ‏باشند.سپس از قول شیخ عبد اللّه الغُنیمان استاد «الجامعه الإسلامیّه» در مدینه منوّره نقل مى‏ کند: إنّ الوهّابیّین على یقین بأنّ المذهب (الاثنى عشر) هو الذى سوف یُجذبُ إلیه کلّ أهل‏ال سنَّه وکلّ الوهّابیّین فى المستقبل القریب[۱۰]؛ وهّابیان به یقین دریافته‏ اند، تنها مذهبى که در آینده، اهل سنّت و وهّابیّت را به ‏سوى خود جذب خواهد کرد، همان مذهب شیعه امامى است.۲)آقاى شیخ ربیع بن محمّد، از نویسندگان مشهور سعودى مى ‏نویسد: وممّا زاد عجبی من هذا الأمر أنّ إخواناً لنا ومنهم أبناء أحد العلماء الکبار المشهورین فى مصر، ومنهم طلاّب علم طالما جلسوا معنا فی حلقات العلم، ومنهم بعضُ الإخوان الذین کنّا نُحْسن الظنَّ بهم؛ سلکوا هذا الدَرْب، وهذا الاتّجاه الجدید هو (التشیّع)، وبطبیعه الحال أدرکت منذ اللحظه الأولى أنّ هؤلاء الإخوه کغیرهم فی العالم الإسلامی بهرتهم أضواء الثوره الإیرانیّه[۱۱]؛ آن چه باعث فزونى شگفتى من گردیده، این است که گروهى از برادران وهّابى ما که برخى از فرزندان شخصیّت‏ هاى علمى در مصر هستند و برخى از دانش‏جویانى هستند که مدّت‏ ها در جلسات علمى ما شرکت مى‏ جستند و برخى از برادرانى که ما به آنان خوش‏بین بودیم، اخیرا به سراغ مکتب تشیّع رفته ‏اند.و چیزى که در همان آغاز توجه ما به خود جلب کرد این بود که تمامى این ‏ها، تحت تأثیر درخشش نور انقلاب ایران قرار گرفته ‏اند.۳) شیخ محمّد مَغراوى نویسنده مشهور وهّابى مى‏ گوید: بعد انتشار المذهب الإثنى عشری فی مشرق العالم الإسلامی، فخفت على الشباب فی بلاد المغرب … [۱۲]؛ با گسترش مذهب تشیّع در میان جوان‏ هاى مشرق زمین، بیم آن را دارم که این فرهنگ در میان جوان ‏هاى مغرب زمین نیز گسترده شود.۴)دکتر ناصر قفارى استاد دانشگاه ‏هاى مدینه مى ‏نویسد: وقد تشیّع بسبب الجهود التى یبذلها شیوخ الإثنى عشریّه من شباب المسلمین، ومن یطالع کتاب عنوان المجد فى تاریخ البصره ونجد یَهُولُه الأمر حیث یجدُ قبائل بأکملها قد تشیّعت[۱۳]؛ اخیرا تعداد زیادى از اهل سنّت به مذهب شیعه گرویده‏ اند و اگر کسى کتاب «عنوان المجد فى تاریخ البصره ونجد» را مطالعه کند به وحشت مى‏ افتد که چگونه برخى از قبایل عربى به صورت کامل، مذهب شیعه را پذیرفته ‏اند. ۵)شیخ مَجْدى محمّد على محمّد، نویسنده برجسته وهّابى سخن جالبى دارد.او مى‏ گوید: جاءنی شابّ من أهل السنّه حیران، وسبب حیرته أنّه قد امتدّت إلیه أیدى الشیعه … حتّى ظنّ المسکین أنّهم ملائکه الرحمه وفرسان الحقّ[۱۴]؛ یکى از جوان‏ هاى اهل سنّت حیرت زده نزد من آمد وقتى که علّت حیرت او را جویا شدم، دریافتم که دست یکى از شیعیان به وى رسیده است و این جوان سنّى تصوّر کرده است که شیعیان ملائکه رحمت و شیر بیشه حقّ مى ‏باشند. ________________________پی نوشت ها:[۱] . منهاج السنّه، ج ۱، ص ۲۳٫[۲] . همان، ص ۲۵٫[۳] . همان، ص ۲۶٫[۴] . تبدید الظلام، ص ۲۲۲٫[۵] . وجاء دور المجوس، ص ۳۵۷٫[۶] . همان، ص ۳۷۴٫[۷] . اصول مذهب الشیعه الإمامیّه، ج ۳، ص ۱۳۹۲٫[۸] . روزنامه عکاظ، به تاریخ ۱۱/۹/۸۱ به نقل از: مجلّه میقات، شماره ۴۳، ص ۱۹۸٫[۹] . المنهج الجدید والصحیح فى الحوار مع الوهّابیّین، ص ۱۷۸٫[۱۰] . همان.[۱۱] . الشیعه الإمامیّه فى میزان الإسلام، ص ۵٫[۱۲] . من سبَّ الصحابه ومعاویه فأُمّه هاویه، ص ۴٫[۱۳] . أُصول مذهب الشیعه الإمامیّه الاثنى عشریّه، ج ۱، ص ۹٫[۱۴] . انتصار الحق، ص ۱۴ و ۱۱٫ ]]> تاریخ و اندیشه Wed, 18 Feb 2015 07:24:42 GMT http://ehyaonline.ir/vdcc.xqia2bq4sla82.html حجت‌الاسلام رشاد، فیرحی، خسروشاهی و رحیم‌پور ازغدی در همایش بررسی اندیشه‌های سید قطب http://ehyaonline.ir/vdce.f8wbjh8ff9bij.html تاریخ و اندیشه: همایش علمی بررسی اندیشه‌های سید قطب و همچنین بررسی تحولات اخیر جهان اسلام با محوریت(تمدن اسلامی، جریانات تکفیری و وحدت اسلامی) با حضور آیت‌الله سیدهادی خسروشاهی، حجت‌الاسلام والمسلمین علی‌اکبر رشاد، حجت‌الاسلام والمسلمین داوود فیرحی و حسن رحیم پورازغدی عصر دیروز یکشنبه، ۲۶ بهمن در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران از ساعت ۱۴ تا ۱۷ برگزار شد.حجت‌الاسلام رشاد: در تاریخ اسلام، انحراف و آفتی بزرگتر از اشعریت وجود نداشته استبعد از پخش سرود ملی جمهوری اسلامی ایران و قرائت آیاتی از قرآن، حجت‌الاسلام علی اکبر رشاد، رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به‌عنوان اولین سخنران در باب کاستی جریان و طیف اعتزال نو که سید قطب از پیشگامان این طیف قلمداد می‌شود، گفت: جریان‌ها و گفتمان‌هایی که به‌عنوان طیف وسیعی ذیل اعتزال نو قرار می‌گیرند از ناکارآمدی‌هایی رنج می‌برند.وی افزود: در تاریخ اسلام انحراف و آفتی بزرگتر از اشعریت وجود نداشته است. در طول تاریخ و در طی جریان‌های غالب و مسلط میان امت اسلامی بعد از ائمه اربعه، میان اهل سنت اجتهاد تعطیل شد و این به دلیل غیاب عقل بود چون گوهر اجتهاد، عقلانیت است.حجت‌الاسلام رشاد اظهار کرد: طی دو قرن اخیر افرادی به‌عنوان مصلح و دلسوز امت اسلامی به چاره‌اندیشی این معضل اهتمام کردند و در چاره‌جویی این مورد که با مقوله اشعریت چه کنیم به این نتیجه رسیدند که احیای اعتزال تاریخی میسر نیست؛ لذا جریانی را بنا نهادند که منتهی به پیدایش طیف اعتزال نو شد.رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، نواعتزال‌گرایی را تلاشی برای زدودن آثار سوء تفکر اشعریت بر جامعه اسلامی عنوان کرد و گفت: نو اعتزال گرایی یک دست نیستند. مباحث‌شان چندان شفاف نیست، ‌نتوانستند مکتبی را بنیان‌گذاری کنند بلکه در مجموع می‌توان گفت یک رویکرد معرفتی است.وی مشکل اساسی اشعریت را فقدان دستگاه فلسفی و عقلانیت کارآمد در مبنا دانست و با اشاره به منطق کارآمد در مواجه با دین در دو افق فهم و عقل دینی، اظهار کرد: نو اعتزال‌گرایی که تصور می‌کرد باید جایگزین اشعریت بشود خود از نقاط ضعفی رنج می‌برد.مشکل اساسی اعتزال تاریخیحجت‌الاسلام رشاد عنوان کرد: مشکل اساسی اعتزال تاریخی، تک ساحتی نگری در حوزه منطق درک دین بود. اصرار بر نقش منحصر عقل، منجر به تک‌ساحتی اندیشی شد. این نقطه ضعف در اشعریت هم هست. مشکل اساسی جریان اعتزال تاریخی و اشعریت در این است که فاقد دستگاه فلسفی کارآمد که جامع‌نگر و واقع‌گرا باشند، هستند. منظورم از فلسفه متافیزیک محض نیست هرچند ظاهراً اعتدال‌گرایی، عقل‌گرایی افراطی است.تفاوت اعتزال نو و تاریخیوی با بیان اینکه در مقام منبع معرفت، یک مجرا و ابزار را محور قرار دادن، آفت اساسی است، گفت: معتزله عقل و اشعریه حدیث را مبنا قرار دادند. در اعتزال نو عقلانیتی خود بنیاد اما سطحی‌نگر شبیه عقلانیت ابزاری مورد توجه است. در اعتزال تاریخی نیز نوعی عقل خودبنیاد محور توجه بود.در آثار سید قطب هیچ اثری که بتواند منشأ تفکر معرفتی شود نیستحجت‌الاسلام رشاد در انتقاد به آثار سید قطب، مواجه انتقادی را نوعی تکریم محسوب کرد و افزود: در آثار سید قطب هیچ اثری که بتواند منشأ تفکر معرفتی شود نمی‌یابید. وی نتوانست آرای عمیق و آثار فاخر تولید کند.وی گفت: آفت دیگر فقدان روح حماسی در وی است. یک روح محافظه‌کاری در عملکرد مجموعه طیف اعتزال نو به چشم می‌خورد. زود عقب‌نشینی می‌کنند. زود دچار تفرقه می‌شوند. در مجموعه اخوان المسلمین عناصر فراوان افراطی و تفریطی وجود دارد. محمد قطب برادر سید قطب به آل سعود پناه آورده و آنجا زندگی می‌کند.رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در جمع‌بندی سخنان خود، اظهار کرد: جریان اعتزال نو که سید قطب به آن تعلق دارد فاقد دستگاه فلسفی در حوزه مبانی، فاقد منطق کارآمد و فاقد حماسه است.تبیین اندیشه تأسیس حکومت اسلامی سید قطببنا بر این گزارش، در ادامه آیت‌الله سیدهادی خسروشاهی در سخنرانی خود با موضوع «اندیشه سیاسی سید قطب»، در ابتدا اشاره‌ای به زندگی سید قطب کرد و گفت: سید قطب ابراهیم حسین شازلی در سال ۱۹۰۶ در روستای موشا از توابع استان اسیوط در منطقه السعید مصر به دنیا آمد. برادرش نیز محمد قطب است. در ۱۰ سالگی حافظ کل قرآن شد و عضویت حزب وفد را در دوره دانشجویی پذیرفت اما طولی نکشید که از آن بیرون آمد. مدتی هم با بورسیه به آمریکا سفر کرد که در کتاب «أمریکا التی رأیت» محصول آن را نوشته است.وی افزود: سید آثار گران‌بهایی دارد که اغلبش چاپ شده و به فارسی ترجمه شده است. در کتاب «العدالة الاجتماعیة فی الاسلام»، سید به علت استدلال در روشی که داشت جامعه را به دو جامعه اسلامی و جامعه جاهلی تقسیم کرد. سرانجام در دادگاه نظامی محاکمه شد و علی رغم دفاع جهان اسلام، متأسفانه ایشان را اعدام کردند.آیت‌الله خسروشاهی در تبیین اندیشه سیاسی سید قطب درباره نوع حکومت جهان اسلام، اظهار کرد: اندیشمندان همواره برای ایجاد تحول بنیادین برنامه حساب شده‌ای دارند. سید دارای چهار عنصر است؛ پویا بودن مفاهیم، بنیادها، روش‌ها و هدف‌ها. این عناصر چهارگانه را همیشه در نظر داشت. سید در کتاب «تفسیر فی ظلال القران» این اندیشه را به تصویر می‌کشد و می‌گوید از بچگی قرآن را می‌خواندم اما هنر آن را درک نکرده بودم.وی افزود: سید درباره حکومت اسلامی در دو کتاب «العدالة الاجتماعیة فی الاسلام» و «السلام العالمی و الاسلام» کلیاتی را بیان و از ورود به جزئیات خودداری می‌کند. وی دو خلافت دو خلیفه اول را می‌پذیرد اما خلافت خلیفه سوم را نمی‌پذیرد. معتقد است که اگر حضرت علی(ع) بعد از دو خلیفه اول به خلافت می‌رسید قبل از اینکه بنی امیه شاخ و برگ بگیرد وضع جور دیگری می‌شد و تاریخ اسلام تغییر می‌یافت. آل سعود این قسمت‌ها را در تجدید چاپ حذف کرده است اما در چاپ‌های قدیمی‌تر وجود دارد. شورا را نیز اصلی برای حیات اجتماعی می‌داند.آیت‌الله خسروشاهی اظهار کرد: سید به یک اعتراف می‌پردازد که کسانی که نگرش اسلامی دارند باید بدانند که انقلاب علیه عثمان با روح و روش اسلام نزدیک است. (العدالة الاجتماعیة فی الاسلام ص ۲۸۰). عقیده دارد فرمانروایان اگر عدالت اجتماعی نداشته باشند حاکمیتشان ملغی است و مشروعیت ندارد. شورا را نیز اصلی برای حیات اجتماعی می‌داند و می‌گوید نظام اسلامی بدون شورا پابرجا نخواهد بود. وی در جایی در توضیح اینکه آیا نظام اسلامی، نظام دموکراتیک است، می‌گوید لزومی ندارد که برای تبیین اندیشه‌های خود از کلمات عربی استفاده کنیم و نظام اسلامی نظام مبتنی بر «الله»‌ است.وی با اشاره به نوع حکومت در اخوان المسلمین، گفت: یکی از مشکلات اخوان المسلمین در انتخاب مرشد است که اکبرالسن را ملاک قرار داده‌اند. در جریان شکست اخوان، علت آن اندیشه و انگیزه نبود، بلکه موانع آن‌ها زیاد بود. رهبر آن‌ها ابتدا به آل سعود رفت و بعد هم که به ایران آمد دیدیم در همایش بین‌المللی برای خوشامد آل سعود چه چیزهایی گفت و بعد هم با رهبر معظم انقلاب ملاقات نکرد و رفت. در نهایت آل سعود یک سنت هم به آن‌ها کمک نکرد.آیت‌الله خسروشاهی اظهار کرد: آخرین مرحله فکری سید در مورد حکومت اسلامی در کتاب «معالم فی الطریق» است که پس از دو بار زندانی شدن تألیف کرد و جامعه را به جامعه بدتر از جاهلیت صدر اسلام تشبیه می‌کند. مراد ایشان تکفیر جامعه نبوده است؛ اما افرادی مثل ایمن الظواهری بد متوجه شدند و سازمان‌های جهادی تشکیل دادند و شروع به ترور کردند. حسن البنا، بیانگذار جماعت اخوان المسلمین اعلامیه‌ای صادر کرد که برنامه‌های طالبانی و ... ربطی به اخوان ندارد.وی گفت: اخوانی‌ها بعد از قتل عام در دوره حکومت سرهنگ ناصر جایی نداشتند که بروند. یک عده به سوریه، به عراق و به سعودی رفتند. اعتقادی به بنی سعود نداشتند بلکه آنجا را پناهگاهی برای ادامه کار انتخاب کرده‌اند.آیت‌الله خسروشاهی با اشاره به ابهاماتی که در مورد تعریض سید قطب به تشیع وجود دارد، تصریح کرد: تعریض سید قطب به تشیع مطلقاً صحت ندارد. سید قطب به آیه ۵۵ سوره غافر اشاره می‌کند و می‌گوید حسین ابن علی از یک سو با آن شکل بزرگ و سترگ شهید می‌شود ولی آیا همچو شهادتی پیروزی است یا شکست. با معیار بزرگ الهی پیروزی است. زیرا چه مسلمان شیعی و چه غیر شیعی از حرکت حسین به جوش و خروش درمی‌آیند.وی در مورد روابط سید قطب با علمای شیعه، گفت: دو سال پیش که نجف مشرف شدم کتاب‌های سید قطب را که به آیت‌الله کاشف‌الغطا اهدا کرده بود، دیدم. همچنین در کنفرانسی که در مصر برگزار کردند و او دبیر آن بود از حجت‌الاسلام نواب صفوی دعوت کرده بود. مرحوم سعید رمضان در قاهره در جایی گفته بود که نواب صفوی در مکتب الارشاد نزد آن‌ها بود. شیخ محمد تقی قمی که برای اموری به قاهره رفته بود، اخوان با ایشان همکاری داشت و مرحوم حسن البنا نیز خود جزو مؤسسان دارالتقریب بود.حجت‌الاسلام فیرحی: سید قطب، آمریکا را نماد جاهلیت مدرن تصور می‌کنددر ادامه همایش، حجت‌الاسلام داوود فیرحی، عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران سخنرانی خود با عنوان «از جاهلیت تا تکفیر» را اینگونه شروع کرد: زندگی سید قطب به سه قسمت قابل تقسیم است. تاریخ تولدش در سال ۱۳۲۴ قمری به تولد مشروطه در ایران یکی است. در سال‌های ۱۹۴۶ و ۱۹۴۷ که عازم آمریکا می‌شود دو سال در آنجا حضور دارد و یکی از دوره‌های مهم است. به این علت که سید قطب به تدریج به دیدگاه‌های مهمی می‌رسد. در سال ۱۹۴۸ ظاهراً بورسیه دولت می‌شود تا در مورد نظام آموزش عالی آمریکا تحقیق کند و این تحقیق او را بیشتر به موضع مخالفت می‌کشاند. رسماً‌ در سال ۱۹۵۳ در سن ۴۵ سالگی به اخوان می‌پیوند. ایشان جمله‌ای دارد مبنی بر اینکه در آن سال متولد شدم. به تدریج در جنبش اخوان رشد می‌کند و در سال ۱۹۵۴ روزنامه اخوان را سردبیری می‌کند. بعد ۱۵ سال زندان می‌رود و بعد هم «معالم فی الطریق» را می‌نویسد. از سال ۶۵ یا ۶۶ که حکم اعدامش صادر می‌شود دوره جالبی در مورد مطالعه اندیشه‌های ایشان درباره مفهوم جاهلیت است.امانیزم و جاهلیتوی افزود: با دانشجویی کار مشترکی در مورد مفهوم جاهلیت انجام دادیم. دیدیم که مفهوم جاهلیت قبل از او در آثار ابوالاعلی مودودی وجود دارد و سید قطب با تکیه بر مودودی آن را توسعه داده است. امانیزم را جاهلیت تلقی می‌کند و نماد این نوع جاهلیت را آمریکا تصور می‌کند. سید بخش‌های علوم و فنون غرب را مورد انتقاد قرار نداده است اما نظام حقوقی و اخلاقی را مورد انتقاد قرار داده است. ایشان در مورد جاهلیت راهبانه، تصوف و رهبانیت انتقاد می‌کند. یک تفاوت‌هایی با ادبیات مودودی دارد. گروه‌های جهادی سعی کرده‌اند از این ادبیات کمک بگیرند و تکفیر را به آن نسبت دهند. بخشی به نام جاهلیت مدرن دارد که دنیای غیر مسلمانان را دنیای جاهلی تلقی می‌کند و دنیای مسلمانان را هم دنیای جاهلی می‌داند.جاهلیت قرن بیستم؛ وخیم‌ترین جاهلیت در تاریخ بشرحجت‌الاسلام فیرحی اظهار کرد: او عقیده دارد که در جهان امروز دیگر بشر نمی‌تواند ادعا کند که جاهلیت به خاطر نبود علم است. حتی دانشمندان را هم جاهل تلقی می‌کند. جاهلیت قرن بیستم را وخیم‌ترین جاهلیتی می‌داند که در تاریخ بشر ظاهر شده است. این گونه بحث ها را سید در ادبیاتش دارد.وی افزود: سید عقیده دارد مسلمانان به لحاظ وضعیت در دو وضعیت قبل از جریان‌های جدید که اسمش را استضعاف می‌گذارد و دوران بعدش که دوران آگاهی می‌‌نامد، قرار دارند. نویسندگان تکفیری توصیفی که سید در مورد جاهلیت داده است، جایگزین کرده و در ادبیات خود، تمام جوامع مسلمانی را در حکم کافر می‌دانند که یا اهل بدعت، شرک و یا نفاق هستند و تغییرانی در ادبیات سید داده‌اند.در ادبیات سید قطب تکفیر نبوداین عضو هیئت علمی دانشگاه تهران ادامه داد: آنچه در جریان‌های تکفیری اتفاق افتاد بسیار اهمیت داشت. در سال ۱۹۹۰ و ۱۹۹۱ شیخ عبدالملک سعدی حکم به کفر کل دیار عراق داد. در ادبیات سید تکفیر نبود؛ اما مفهوم جاهلیت بود. در ادبیات دهه ۹۰ شاهد دو دگرگونی اساسی در جنبش‌های رادیکال هستیم؛ یک تکفیر فراگیر و عام و دیگری مفهوم جهاد و هجرت.وی ادامه داد: در ادبیات سید جمله‌ای است که هر مسلمانی که هر کجا توانی دارد تلاش کند حکومت اسلامی تشکیل دهد. در ادبیات تکفیری این برجسته شد. اهل تکفیر مسلمانان را به دسته‌های مشرک که شیعیان را در این دسته قرار می‌دهند، اهل نفاق که اهل تسنن در تعامل با غرب را در این دسته جای می‌دهند و یا اهل بدعت مثل کسانی که به دموکراسی، انتخاب و رأی توجه دارند، تقسیم می‌کنند. با این ادبیات با توجه به سه معیار شرک، نفاق و بدعت یک حکم عمومی برای تکفیر قائل شده‌اند. اگر یک غیر مسلمانی را به دست آورند می‌توانند آن را توبه دهند اما توبه مسلمانان را قبول نمی‌کنند.حجت‌الاسلام فیرحی گفت: در سال‌های ۱۹۶۶ و ۱۹۶۷ جاهلیت و آرمان حکومت اسلامی را مطرح کرد. از آن موقع یعنی دهه ۷۰ تا الان باید بررسی شود که چه اتفاقاتی افتاده است که مصادره‌ای از آرای قطب در آرای تکفیری است. مفهوم تأسیس حکومت شرعی و خلافت را مطرح می‌کنند. در جهان اهل سنت، اسلام‌گرایی سیاسی با تکیه به تفسیرهای قطب، از اصول‌گرایی سید قطب عبور می‌کند و رادیکالیزمی را تولید می‌کند. هرکس به سید قطب توجه دارد متهم به رادیکال شدن می‌شود و تفکیک این دو مسئله کمک بزرگی می‌تواند کند. ]]> تاریخ و اندیشه Mon, 16 Feb 2015 05:07:36 GMT http://ehyaonline.ir/vdce.f8wbjh8ff9bij.html سهم ۴۲ درصدی ایران از تولید علم در کشورهای اسلامی http://ehyaonline.ir/vdcb.zb5urhbzaiupr.html تاریخ و اندیشه: دکتر سعید سرکار، رئیس ستاد توسعه فناوری نانو روز گذشته در جلسه ۱۴۹ کارگروه مشورتی نقشه ستاد راهبری اجرای نقشه جامع علمی کشور گفت: بازدید دو ساعته رهبر معظم انقلاب از نمایشگاه دستاوردهای فناوری نانو و تقریر یادبود و سخنرانی ایشان در پایان این بازدید و ابراز خرسندی معظم‌له از پیشرفت‌های حوزه نانو در کشور با تلاش نیروهای متخصص و متعهد و همچنین ابراز امیدواری مقام معظم رهبری برای اثر‌گذاری محصولات نانو در بهبود زندگی روزمره مردم، نمونه‌ای از دستاوردهای صنعت نانو در کشور است.وی ادامه داد: عناوین برنامه‌های ستاد فناوری نانو در شش محورِ سند راهبردی توسعه نانو و تدوین برنامه ده ساله، ترویج و گفتمان‌سازی، زیرساخت‌ها، توسعه سرمایه انسانی، تولید علم و فناوری، و تجاری‌سازی و توسعه صنعتی دسته‌بندی شده است.برگزاری ۵ المپیاد نانودکتر سرکار ادامه داد: آموزش بیش از ۳۲۰ هزار دانش‌آموز و برگزاری پنج المپیاد دانش‌آموزی فناوری نانو در بخش ترویجی ستاد نانو و راه‌اندازی ۴۹ آزمایشگاه دانش‌آموزی نانو تحت مدیریت شبکه توانا در ستاد نانو در سراسر کشور تا پایان سال جاری و با مشارکت خیرین از سایر برنامه‌های این ستاد است.رئیس ستاد توسعه فناوری نانو گفت: با ایجاد و شبکه‌سازی ۸۸۰ دستگاه آزمایشگاهی فناوری نانو در ۶۰ آزمایشگاه، خدمات بسیار زیادی ارائه و درآمد بسیار خوبی حاصل شده و همچنین در ۱۷ دانشگاه کشور دوره دکترا و کارشناسی ارشد فناوری نانو تدریس می‌شود که تاکنون بیش از ۲۵ هزار متخصص فناوری نانو در کل کشور تربیت شده‌اند واز نظر آمار تولید علم نیز در سال ۲۰۱۴ به‌طور میانگین هر روز بیش از ۱۴ مقاله ISI در حوزه نانو در کشور نوشته شده است در حالیکه این عدد در سال ۲۰۰۰ برای کشور کمتر از ۱۰ مقاله بود.میزان فروش محصولات نانووی افزود: ۱۴۸ شرکت در حوزه فناوری نانو در این ستاد تأیید شده و فعال هستند و بازار محصولات نانو سال گذشته ۷۹ میلیارد تومان فروش داشته و برآورد سال جاری ۱۶۳ میلیارد تومان است.دکتر سرکار گفت: جایگاه جهانی ایران در این فناوری و سهم تولید علم رتبه ۷ است و چهار و ۲۴ صدم درصد مقالات علمی جهان و ۴۲ درصد مستندات علمی در جهان اسلام در بخش نانو در جمهوری اسلامی ایران تولید می‌شود و در موضوع ثبت استانداردهای بین‌المللی فناوری نانو، ایران در کنار آلمان، چین و فرانسه، رتبه پنجم جهان را داراست.وی افزود: ثبت اختراعات نانو امروز حدود ۳۱ درصد کل اختراعات ثبت شده کشور است ولی در موضوع ثبت اختراعات بین‌المللی با افزایش هزینه ثبت اختراع، از ثبت ۲۶ اختراع در سال ۲۰۱۱ به ۱۱ ثبت اختراع در سال ۲۰۱۴ رسیده‌ایم.رئیس ستاد توسعه فناوری نانو ادامه داد: در بسیاری از موارد کار از تجهیزات آزمایشگاهی فراتر رفته و ساخت تجهیزات صنعتی انجام می‌شود و مسئولان کشور چین اذعان کرده‌اند ایران در به‌کارگیری فناوری نانو در صنایع خود خیلی موفق عمل کرده است و علاقه‌مندی خود را برای مشارکت با ما اعلام کرده‌اند و در آینده نزدیک در کارگاه مشترک با صنایع چین ۳۰ فناوری را در آنجا ارائه می‌کنیم.ساخت نانو داروی ضد سرطاندکتر سرکار گفت: ساخت نوعی نانو داروی ضد سرطان با هزینه ۴۰ هزار تومان در کشور در حالی با موفقیت به انجام رسید که در گذشته هر ده میلی لیتر این دارو با هزینه ۷۰۰ دلار وارد کشور می‌شد و برای سال آینده هم قرارداد فروش قطعی ۱۵ میلیارد تومانی داروی نانوکوکامین منعقد شده است و تا سال ۹۸ حدود ۴۵ میلیارد تومان در آمد از صادرات این دارو به کشورهای مختلف کسب خواهد شد.وی افزود: ساخت لوله‌های بیصدا برای جلوگیری از شکنندگی آن‌ها، دستگاه جذب فلزات سنگین از آب مصرفی با استفاده از نانو جاذبه‌ها، افزایش بازده تصفیه آب به کمک نانو ساختارهای متفاوت اکسید مس، تولید حسگر گازهای سمی مبتنی بر نانومیله، ساخت نانو حامل‌های غیر ویروسی با بالاترین میزان انتقال ژن، تولید پوشش‌های نانو کامپوزیتی شفاف با طول عمر بیشتر، ساخت نانو مرکب‌های سرامیکی کبالت آلومینا و اندازه‌گیری سریع قند خون به کمک نانو حسگر غیر آنزیمی بخش دیگری از تولیدات این بخش است.رئیس ستاد توسعه فناوری نانو در پایان نیز ادامه داد: با توجه به سرمایه‌گذاری کلان کشورهای توسعه یافته در حوزه نانو، هزینه‌کرد بسیار کشورمان باید افزایش یابد و در مقایسه با این کشورها کافی است اشاره کنیم کشورهایی مثل آمریکا، ژاپن یا روسیه ظرف ۵ سال بالغ بر ۵ میلیارد دلار در حوزه نانو سرمایه‌گذاری کرده‌اند ولی سرمایه‌گذاری ما در این مدت به ۶۰ میلیون دلار هم نمی‌رسد. ]]> تاریخ و اندیشه Sun, 15 Feb 2015 09:26:57 GMT http://ehyaonline.ir/vdcb.zb5urhbzaiupr.html در جست‌وجوی نشانه‌های تثلیث در قرآن! http://ehyaonline.ir/vdcg.39xrak9uzpr4a.html محمد کاشانی، مولف کتاب تثلیث در قرآن و مسیحیت در خصوص انگیزه تالیف چنین اثری گفت: یکی از بحث‌هایی که قرآن تاکید دارد، انحرافی است که مسیحیان در خصوص تثلیث به آن گرفتار شده‌اند.کاشانی ادامه داد: امروز می‌دانیم بسیاری از مسیحیان معتقدند که خداوند یگانه سه گانه‌ است و پدر، پسر و روح القدس سه شخص کاملا متمایزند و هر شخص خدایی کامل است و در عین حال یک خدا وجود دارد.وی افزود: این مساله طبعا چالش‌های کلامی را بین ادیان به وجود می‌آورد. ما در این کتاب به دنبال نکته‌ای هستیم که در آن خداوند در قرآن در یک گفت‌وگو از حضرت مسیح می‌پرسد که آیا تو به اینها گفتی که تو و مادرت را خدا قرار دهند، و حضرت مسیح می‌گوید که من چنین حرفی را نزده‌ام.مولف تثلیث در قرآن و عهدین گفت: ما در این کتاب دنبال این سوال بودیم که آیا واقعا عیسی مسیح به مومنین گفته است که من خدا هستم و یا نه؟ پیرو این بحث بررسی‌های زیادی صورت گرفت اما هیچ آیه‌ای در کتاب مقدس یافت نشد که عیسی خداست.وی ادامه داد: در ده‌ها آیه‌ای که مسیحیان اشاره می‌کنند، ریشه‌های عبری و یونانی واژگان و ترجمه‌های مختلف را با مباحث زبان‌شناسی را بررسی کردیم و دیدیم خبر از چیزی که مسیحیان می‌گویند یعنی عیسی خداست، وجود ندارد.کاشانی در خصوص پیشینه این بحث گفت: ما در تاریخ کلام اسلامی غزالی را داریم که کتابی دارد با نام رد الصریح بالوهیت المسیح به صراحت الانجیل که به آیاتی از انجیل اشاره می‌کند که الوهیت مسیح نفی شده است. بعد از آن کتب دیگری هم هست که به صورت مختصرتر نوشته شده‌اند از جمله کتابی به زبان عربی که دکتر علی الشیخ نوشته‌اند که در اثر حاضر نیز مورد استفاده قرار گرفته است.وی ادامه داد: اما امروز مسیحیانی در دنیا داریم که یگانه‌پرست هستند و اگر چه مسیح را پیامبر می‌دانند اما قائل به الوهیتش نیستند. مسیحیان یونیتاریست از جمله شلایرماخر تحقیقات بسیار جامعی را خصوص اثبات اینکه عیسی خدا نیست و نفی تثلیث در کتاب مقدس انجام داده‌اند و این تحقیقات بسیار ارزشمند هستند.کاشانی افزود: این تحقیقات به زبان فارسی منتقل نشده بود، اما این کتاب برای اولین بار در این زمینه این کار را انجام داده است. ما در این کتاب به مفهوم‌شناسی تثلیث، تاریخ این باور در میان ادیان شرک، آیات مورد ادعای مسیحیان برای اثبات تثلیث، آیات نافی تثلیث در کتب مسیحی، عقل و تثلیث و تثلیث در قرآن پرداخته‌ایم.وی ادامه داد: مسیحیان ایرانی اولین مخاطبان کار ما هستند. چون مستندات کار صرفا عهدین است که مورد پذیرش مسیحیان قرار دارد.مولف تثلیث در قرآن و عهدین تصریح کرد: کار ما موضوع‌محور بوده است، اما فرضیه اصلی کار ما این بوده است که تثلیث چنانچه در قرآن آمده است، در کتاب مقدس نیست، ما به مسائل جنبی پرداخته‌ایم که اگر کسی بخواهد به تثلیث بپردازد اطلاعات مناسبی در این زمینه به دست بیاورد و این کتاب بیشتر در زمینه کلام قرار می‌گیرد.کاشانی در خصوص میزان زیادی از نقل قول مستقیم که در بخش‌هایی از کتاب دیده می‌شود گفت: چون می‌خواستیم کتابی بنویسیم که معرفی تثلیث باشد، در این زمینه حرفی برای گفتن نداشته‌ایم و برای اینکه ما چیزی اضافه نکنیم، ناگزیر بودیم که صرفا نقل قول کنیم و به منابع معتبر مسیحی رجوع کنیم. از این رو نقل قول مستقیم در بخش‌های از کتاب زیاد استفاده شده است.وی در پایان گفت: برخی تثلیث را به گونه‌ای نقل کرده‌اند که خود مسیحیان نیز آن را نقد کرده و قبول ندارند و ما تلاش کرده‌ایم که دقیقا نظر عالمان مسیحی را در این زمینه نقل کرده و سپس به نقل آراء ایشان بپردازیم ]]> تاریخ و اندیشه Sun, 15 Feb 2015 06:33:53 GMT http://ehyaonline.ir/vdcg.39xrak9uzpr4a.html چرا امام قانع شدند روحانیون عهده‌دار مسائل اجرایی شوند http://ehyaonline.ir/vdcb.fb5urhbzwiupr.html حجت الاسلام سید صادق موسوی سال ۱۳۳۳ در نجف اشرف متولد شده و پدرش آیت الله العظمى سید محمد باقر موسوی شیرازی است که اخیراً در مشهد مقدس به لقاء الله پیوستند. پدر بزرگش نیز مرحوم آیت الله العظمى سید عبد الله موسوی شیرازی از مراجع مشهور در نجف اشرف و ایران و بالخصوص در استان خراسان بود. در بیوتات مراجع متولد و بزرگ شد و با بیوت مرحوم آیت‌الله آیت الله العظمى سید محسن حکیم و مرحوم آیت‌الله العظمى سید ابوالقاسم خوئی نیز رفت‌وآمد داشت. از ۸ تا ۹ سالگی وارد حوزه علمیه نجف شد. مطابق سنت این حوزه علمیه، پس از دو سال معمم شد. جز جوانترین معممی بود که بعد از تبعید حضرت امام به نجف به استقبال امام آمد. از دوستداران امام شد و در خدمت امام بود. *چرا امام با توجه به اینکه اعتقاد داشت روحانیون نباید عهد‌ه‌دار مسائل اجرایی شوند بعد از مدتی تغییر عقیده دادند؟به اتفاق آقایان مرحوم آیت الله مهدی‌کنی و آقای ری‌شهری با امام در جلسه‌ای بودیم. امام فرمود: در پاریس گفتم بر می‌گردیم به ایران و در تهران چند نفر افراد مومن را پیدا کرده و دولت را به آنان سپرده، و ما به قم رفته مشغول درس و بحث خود می‌شویم. چند نفر را مسئول کرده و به قم رفتم بعد دیدم آقایان می‌خواهند دوباره ایران را در حلقوم آمریکا بگذارند. لذا به این نتیجه رسیدیم که خودمان اداره دولت را به دست بگیریم.این سخن معنی‌اش این است که امام اول قصدشان فقط مبارزه با رژیم شاهنشاهی و نجات کشور بوده و در پی حکومت داری نبود دنبال این نبود که کاری را برعهده بگیرد. امام نیت نداشتند عده‌ای را سپر کند و حکومت را در دست بگیرد وقتی دیدند که شرایط اینطور است خودشان سکان را در دست گرفتند. اتفاقاً اگر یادتان باشد امام اول مصرانه مخالف بود که کاندیدای ریاست جمهوری روحانی باشد. امام قصد براندازی حکومت شاه را داشت و می‌خواست ایران بدون وابستگی به آمریکا و کشور‌های استعماری مستقلانه اداره شود.*چند خاطره از ویژگی رهبری امام در مبارزه با شاه بفرمایید؟امام صلابت و استقامت عجیبی داشتند مخالفان امام هر کار ‌کردند که ایشان بترسند نتیجه‌ای نگرفتند. من صحنه ای یادم است که جوانی بعد از نماز مقرب و عشا در نول لوشاتو به امام گفت: «شما می‌دانید موقعیت ایران خیلی استراتژیک است. آن یک طرف اتحاد جماهیر شوروی است و از طرفی آمریکا در خلیج فارس ۵۰ هزار مستشار دارد و به این راحتی دست از ایران نمی‌کشد و ممکن است جنگ جهانی سوم شود». امام مکثی کرد و سپس فرمود: جنگ جهانی اول و دوم از اروپا شده بگذار جنگ سوم از ایران شروع شود. اگر جوان پیام آور بود آمده به امام فشار بیاورد. امام هم راحت پاسخ داده بودند بنابراین محکم بودن را از امام یاد گرفته بودیم.یادم می‌آید آخر‌های شب بود امام در فرانسه تشریف داشتند. هوا سرد بود. دیدم دو نفر در حیات ایستادند. گفتم که بفرمایید دیدم که عرب زبان هستند. گفتم. بفرمایید گفتند که ما نامه‌ای از حافظ اسد برای امام آوردیم و منتظر جوابیم. من هم تازه رسیده بودم رفتیم به امام گفتیم، ایشان گفتند که جواب را با پست می‌فرستم.رییس جمهور پاکستان از لندن زنگ زد گفت قصد دارد با امام ملاقات کند قرار ملاقات خواست. من هم با کمال خونسردی گفتم امام قرار ملاقات نمی‌دهد. اگر علاقمند است امام را ببیند باید به محل اقامت امام بیاید و منتظر بماند آیا امام وقت می‌دهد یا خیر؟ خودم به همین راحتی گفتم.فضایی به وجود آمد که ما با توجه به شخصیت قوی امام مهم نبود با چه کسی صحبت می‌کنیم حتی یادم می آید یکی از دانشجویان به امام گفته بود که من سال آخر تحصیلاتم است و الان مبارزه است من چه کارکنم درسم را ادامه بدهم یا اینکه مبارزه کنم. امام گفت: من هم در نجف درس داشتم و رها کردم آمدم اینجا. خیلی راحت.صحنه‌ای دیگر یادم است یک روز امام می‌خواستند نماز بخوانند یک جوانی آمد و گفت:« حاج آقا من نمی‌توانم نماز بخوانم اشکالی دارد» من گفتم خیر، بعد کمی مکث کرد و گفت: «من مسلمان نیستم و زردشتی‌ام» اما امام را دوست دارم آمده‌ام خدمت امام برسم. به او گفتم: نخوان و بایست کنار. فضای عجیبی در نوفل نوساتو حاکم بود مذهب‌ها و ملت‌های مختلف با یکدیگر بود.صحنه‌ای دیگری را آقای تسخیری نقل می‌کرد: بعد از انقلاب رفته بودیم الجزایر. شب بود زنگ در سفارت را زدند. کارمند سفارت با آیفون جواب داد و گفت. کیست؟ گفتند :«ما می‌خواهیم با نماینده ایران صحبت کنیم» آمدند و گفتند که ما شیعه الجزایری هستیم و می‌خواهیم که شما بیاید جلسه ای برای ما بگذارید. من با آن عده به وسط سلسله کوه‌های اطلس رفتم. دیدم جمعی نشتسه بودند و می‌گفتند که ما زمان امام مقلد امام بودیم و بعد هم آقای اراکی، بعد از رحلت ایشان الان ما مقلد چه کسی شویم. سوالات ریز مسائل شرعی ‌کردند. من قبل از جواب پرسیدم شما اول به من بگویید که شما وسط این کوه ها تشیع را از کجا فهمیدید.آنها گفتند: وقتی امام پاریس رفتند ما پیگیر اخبار ایشان بودیم. زبانمان هم فرانسه است با رفتار امام آشنا شدیم. گفتیم یا ما باید با امام باشیم یا اسرائیل و امام را انتخاب کردیم و بعد فهمیدیم که امام فرقش با ما این است که با با دست باز نماز می‌خواند و به همین سادگی ما شیعه شدیم و بعد از امام هم مقلد آیت‌الله اراکی شدیم و الان نمی‌دانیم چه کار کنیم این فضایی بود که ملت‌ها تا این حد تحت تاثیر امام قرار گرفته بودند.فضای دور و بر امام هم جالب بود طوری تنظیم می‌کردند که هیچ کس به اصطلاح خودمان نتواند بگوید که من سخنگوی امامم آقای محتشمی میکروفن‌های را به نوفل‌لوشاتو آورده بود که اف‌ام داشت اتاق امام کوچک بود در حیات هم ده ـ پانزده نفر جا می‌گرفتند. دانشجوهای بیرون قصد داشتند گوش دهند رادیو بیرون روی موج «اف ام» تنظیم کردند و صدا منتقل ‌شد آقای محتشمی میکروفن‌ها را جلوی امام می‌گرفت تا صدا منتقل شود. بعضی فکر ‌کردند چون میکروفن به دست آقای محتشمی است ولیعهد امام است.برخی پرسیده بودند آیا کسی که کنار امام است ولی عهد است، که در جواب گفتیم: اگر ولی عهد می‌خواستیم انقلاب نمی‌کردیم.*شما تا کی با امام بودید؟تا زمان فوت امام، البته من مدتی بیروت بودم البته به ایران می‌آمدم و در دفتر امام رفت و آمد داشتم. اینجا لازم است عرض کنم که امام تا لحظات آخر زندگی به عنوان یک فقیه مسائل فقهی را نیز در کنار مسائل دیگر مد نظر داشتند، بنابراین امام یکی از دوستان اعضای دفتر را صدا کردند و گفتند که من در فلان مسئله فقهی نظری داشتم و الان عوض شده به مقلدینم ابلاغ کنید در ان لحظه هایی که هرکس باید به فکر خودش باشد امام به تکلیف مقلدین هستند و می‌خواهند مسئله شرعی آنان حل شود.یکی دیگر از خصوصیات امام را نیز بگویم: آقای عسگراولادی که وزیر بازرگانی مهندس موسوی بود با هم اختلاف نظر پیدا کردند و استعفا داد. بعد با ناراحتی چند مدتی جماران خدمت امام نرفتند. روزی در منزل یکی از دوستان حزب موتلفه‌ای‌ها عسگراولادی و دوستان ناهار دعوت بودند. احمد آقا می‌فهمد و بی‌خبر می‌آید و در می‌زند آنها هم اطلاعی نداشتند و احمدآقا هم با خونسردی می‌گوید ما آنقدر غریبه شدیم که شما دور هم جمع شده و به ما خبر ندادید. سرسفره ‌نشست و رو کرد به آقای عسگراولادی گفتند:« امام گفتند شما با مهندس موسوی مشکل دارید چرا با من قهر کردید؟ یکی از حاضرین جلسه گفت: فضا طوری شد که همه اشک‌مان درآمد و گریه کردیم. در آن فضای لطیف قرار گذاشتیم فردا همه نزد امام رفتیم.اول جلسه عسگراولادی گفت:« امام ما از دوران نوجوانی با شما و در خدمت شما بودیم و الان دیگر عمری از ما گذشته و اجازه دهید که بازنشتسه شویم».امام می‌فرماید: سن شما بیشتر است یا من؟عسگراولادی جواب داد: سن شما.بعد امام فرمود: هروقت من بازنشسته شدم شما هم به فکر بازنشستگی بیفتید. در عین حالی که امام به اطرفیان خود احترام گذاشته و مراقب بودند فضاهای اختلافات را با همان بحث های لطیف از بین ببرند.*خاطره خصوصی تر از امام هم دارید؟یکی از سال‌های بعد از پیروزی انقلاب پنج نفر از برزیل آمده بودند جزو مهمانان دهه فجر بودند و برای امام یک ساعت با یک قاب سنگ مرمر گرانقیمت آورده بودند. به امام اهدا کنند. نمی‌دانستند بازرسی وجود دارد بازرس گفت باید هدیه شما اینجا بماند بازرسی شود و آنان بعد از بازرسی در سخنرانی امام شرکت کردند و بعد علاقمند بودند دست امام را ببوسند.امام در ملاقات‌های عمومی با کسی ملاقات خصوصی نمی‌کردند برزیلی‌ها بعد از دیدار عمومی امام بست نشستند تا امام را ببینند از این پنج تا یک نفر نمی‌دانست که چه خبر است به هر طریقی بود رفت که هدیه را بیاورد و با امام دیدار کند.وقتی رفت پاسداران دوباره اجازه ندادند به حسینیه برگردد و همراه مهمانان راهی هتل شد. من چون عربی بلد بودم وساطت کردم و رفتم به امام گفتم و امام فرمودند بیایند. امام خیلی با روی باز از آنان استقبال کردند چهار برزیلی احساس پیروزی می‌کردند وقتی از ملاقات بازگشتند خیلی خوشحال بودند.به هتل رسیدند نفر پنجمی به مجرد اینکه فهمید آنها با امام ملاقات کردند رنگش مثل ذغال سیاه شد به من گفت: سید؛ من به هر قیمتی باشد باید با امام ملاقات کنم در غیر اینصورت روی بازگشت به کشورم را ندارم. من به شوخی گفتم یک راه دارد. امام هر روز ساعت هشت صبح چند خطبه عقد می‌خوانند تا این را گفتم گفت: خدا لعنتم کند اگر بدانم میتوانم به خدمت امام برسم همین امشب عقد کسی انتخاب کنم! تا فردا عقدم را امام بخواند من هم گفتم شوخی کردم تا بی ‌خیال شود. ]]> تاریخ و اندیشه Sat, 14 Feb 2015 11:03:25 GMT http://ehyaonline.ir/vdcb.fb5urhbzwiupr.html معجم‌الاحادیث المعتبرة»؛ دانشنامه‌ای معتبر در میان منابع حدیثی شیعه http://ehyaonline.ir/vdcj.xe8fuqeaisfzu.html تاریخ و اندیشه: کتاب «معجم‌الاحادیث المعتبرة» تألیف آیت‌الله محمد آصف‌ محسنی است که در سی‌ودومین جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران به عنوان اثر برگزیده در بخش دین انتخاب شد.این کتاب در هشت جلد منتشر شده است. مؤلف در این دانشنامه، احادیثی را گردآوری و تدوین کرده که از نظر سند معتبر قلمداد می‌شود. این ویژگی باعث شده که دانشنامه در میان منابع حدیثی شیعه منحصر به فرد باشد.این اثر از سه منظر دارای اهمیت است؛ نخست اینکه حدیث در اسلام، از منابع مهم معارف دینی است. دوم؛ اعتبار احادیثی که در معارف اسلامی مورد استناد و استدلال قرار می‌گیرد، منوط به اعتبار سند آنهاست و سوم؛ احراز اعتبار اسناد احادیث نیازمند تبحر در علوم حدیث و علم رجال است. بنابراین این کتاب که انتخاب احادیث آن براساس حجیت و اعتبار مصادر و اسناد آنهاست، برای محققان علوم گوناگون اسلامی از جمله کلام، فقه و اخلاق مفید است.این مجموعه شامل ۷۱ کتاب در هشت جلد است. مؤلف در انتخاب احادیث این مجموعه علاوه بر اعتبار و حجیت اسناد، به اعتبار منابع هم توجه داشته و از ذکر برخی احادیث معتبر که در صحت منابع آنها یا انتساب آنها به مؤلف‌شان تردید داشته، پرهیز کرده است؛ اگر گاهی نیز حدیثی از این دست آورده، آن را بدون شماره مسلسل که علامت اعتبار سند است، ذکر کرده.مؤلف همچنین اعتبار متن را معیار سنجش صحت صدور حدیث قرار نداده و احادیث متعارض یا مخالف مشهور را نیز در کتاب خود گرد آورده است.احادیث این مجموعه دو شماره دارد؛ یکی به جای شماره مسلسل و دیگری شماره احادیث ابواب. در برخی موارد که برای حدیثی به جای مسلسل، عدد صفر گذاشته شده، یا آن حدیث تکراری است یا اعتبار سند آن محل تردید است. گر چه قصد مؤلف در این کتاب نگارش تعلیقه یا شرح و توضیح مفاد احادیث نبوده، گاهی بنابر برخی ملاحظات تعلیقه‌هایی بر احادیث نگاشته است.ترتیب ابواب این کتاب مانند سایر کتاب‌های حدیثی است، اما ترتیب کتب تا حدی تغییر یافته و از سیاق سنتی سایر منابع پیروی نشده است. برای نمونه، کتاب‌های «الرواة»(رجال)، «الحکومة» و «اصول الفقه» که این عناوین در سایر منابع دیده نمی‌شوند.در این مجموعه همه اسناد معتبر احادیثی که چند سند معتبر دارند، ارائه شده و اگر گاهی حدیثی با سند ضعیفی از منبعی نقل شده، سندی معتبر از منبعی دیگر برای آن آورده شده است. همچنین از نقل احادیث مربوط به «عبد» و «أمة» (غلام و کنیز) به سبب از بین رفتن زمینه‌های فرهنگی آن اجتناب شده است.معرفی نویسنده اثرآیت‌لله محمد آصف محسنی، فرزند محمدمیرزا محسنی در ۵ اردیبهشت سال ۱۳۱۴ در شهر قندهار به دنیا آمد. در سال ۱۳۲۷ با پدرش به پاکستان رفت و در آنجا زبان اردو را آموخت. در سال ۱۳۳۱ کارمند اتاق‌های تجارت شهر قندهار شد، اما به سبب علاقه شدید به تحصیل علوم دینی، این شغل را رها کرد و به تحصیل پرداخت. سپس به ولسوالی جاغوری رفت و به مدت هشت ماه به فراگیری ادبیات و منطق پرداخت.در سال ۱۳۳۲ به نجف اشرف رفت و در طول دو سال و نیم دروس سطوح را به پایان رساند. سپس در سطح خارج فقه و اصول نزد آیات عظام سیدمحسن حکیم، شیخ حسین حلّی، سیدعبدالاعلی سبزواری و آیت‌الله خویی به تحصیل علم پرداخت.پس از ۱۲ سال تحصیل در نجف، به زادگاهش قندهار بازگشت و حسینیه بزرگ قندهار و مدرسه علمیه آن شهر را تأسیس کرد. وی در سال ۱۳۵۷ به حج و سپس به سوریه رفت و چند ماهی در شهر دمشق مشغول تدریس علوم حوزوی شد. آنگاه به ایران بازگشت و در سال ۱۳۵۷ با جمعی از روحانیون افغانستان مقیم در حوزه علمیه قم، حزب «حرکت اسلامی افغانستان» را تأسیس کرد.وی منشی و سخنگوی شورای رهبری دولت اسلامی افغانستان در دوران حاکمیت اولین دولت مجاهدین در کابل بود. پس از وقوع جنگ‌های داخلی میان گروه‌های مجاهدین، کابل را ترک کرد و مدتی مقیم شهر اسلام‌آباد پاکستان شد. در سال ۱۳۷۶ به قم مهاجرت کرد و در این شهر به تدریس خارج فقه، علم کلام و علم رجال پرداخت.بعد از سقوط حکومت طالبان به کابل بازگشت و همچنان در این شهر ساکن است. از مهمترین اقدامات وی در کابل رسمیت بخشیدن به مذهب شیعه، تأسیس تلویزیون تمدن و ساخت مجتمع علمی و فرهنگی خاتم‌النبیین(ص) است.گفتنی است، آیت‌الله محسنی بیش از ۶۳ کتاب تألیف و منتشر کرده که از آن جمله می‌توان به «صراط الحق»، «حدود الشریعة فی محرماتها و واجباتها»، «قرآن یا سند اسلام»، «فوائد دین در زندگانی و عقاید اسلامی»، «اقتصاد معتدل»، «الفقه و مسائل طبیة»، «حکومت اسلامی» و «مشرعة بحارالانوار» را عنوان کرد. ]]> تاریخ و اندیشه Sat, 14 Feb 2015 07:57:59 GMT http://ehyaonline.ir/vdcj.xe8fuqeaisfzu.html محدود شمردن خداوند در عرفان حلقه http://ehyaonline.ir/vdcf.0d0iw6demgiaw.html تاریخ و اندیشه: یکی از اصول اساس نامه عرفان حلقه، تصور نامحدود بودن جهان هستی است. طبق این اصل: «تصور محدودیت برای خداوند محال است، وجود او نامحدود است. بنابراین او تجلیات نیز باید نامحدود باشد. در نتیجه جهان هستی نامحدود است.»نکته اول: قبل از بحث در رابطه با تعریف محدودیت باید به یک تناقض آشکار در این اصل با اصل دیگری از همین اساس نامه اشاره کرد. نامحدود بودن چیزی یعنی محدود به چیزی نبودن و حال اینکه در این اصل آمده: «جهان هستی از حرکت آفریده شده است.» به طور کلی حرکت به معنی تغییر مکان جسم در ارتباط با زمان است. یعنی اگر جسمی بخواهد حرکت کند نیازمند دو چیز می‌باشد. یکی مکان و دیگری زمان. بنابراین یک شیء برای حرکت نیازمند حداقل دو نقطه است که در طول زمان بتواند مسافت این دو را طی کند. بر این اساس جهان هستی اگر از حرکت آفریده شده باشد یعنی محدود به زمان و مکان شده؛ در نتیجه با اصل مذکور تناقض دارد.نکته دوم: عرفان حلقه محدود بودن و نامحدود بودن را طبق چه معیاری تعریف می‌کند. هرچند که محدودیت برای خدا محال است اما باید نامحدود بودن خداوند را تعریف کرد. این بدان معناست که آیا ذات خداوند نامحدود است یا اینکه نامحدود بودن ذات ایشان بر روی تجلیات هم اثر گذاشته و آن‌ها را نیز نامحدود کرده است؟ طبق فرمایش حضرت علی (علیه السلام): «لَیْسَ لِصِفَتِهِ حَدٌّ مَحْدُود. [۱] یکی از اوصاف خداوند این است که برای صفات او حد ومرزی وجود ندارد.» (صفات خداوند از ذات او جدا نیست) همان طور که گفته شد یکی از اموری که سبب ایجاد حد و مرز می‌گردد قائل شدن به زمان یا مکان بودن است.بنابراین خداوند وجودی است که محدود به زمان یا مکان نمی‌باشد و چون خداوند تنها کسی است که محدود به این امور نیست نامحدود می‌باشد. اما نکته قابل تأمل این است که در عرفان حلقه تجلیات خداوند و جهان هستی نامحدود شمرده شده است در حالی‌که جهان هستی محدود به زمان و مکان می‌باشد! برای فهم این مطلب به معنای صفت «احد» در سوره توحید دقت می‌کنیم. احد در لغت به معنای: «اولی هست که هیچ‌گونه تصور دومی برای آن وجود نداشته باشد.» [۲]امام علی ( علیه السلام) برای توضیح این مطلب می‌فرمایند: «مَنْ قَرَنَهُ فَقَدْ ثَنَّاهُ وَ مَنْ ثَنَّاهُ فَقَدْ جَزَّأه. [۳] با نزدیک کردن خداوند به چیزی دو خدا مطرح می‌شود و با مطرح شدن دو خدا، اجزایی برای او تصور می‌شود.» بنابراین با تصور کردن صفت نامحدود برای تجلیات و جهان هستی، آن‌ها را به خداوند نزدیک و شبیه کرده‌ایم در حالی که خداوند ذاتی است که دومی ندارد و تمام موجودات از جمله جهان هستی در برابر ذات او محدود هستند. استدلال دیگر در باب نامحدود بودن جهان هستی رجوع به آیات قرآن است. یکی از آیاتی که به این مطلب اشاره دارد: «کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال والاکرام. [الرحمن/۲۶-۲۷] همه کسانی که روی آن هستند فانی می‌شوند. و تنها ذات ذوالجلال و گرامی پروردگارت باقی می‌ماند.»طبق آیه شریفه تمام جهان هستی فانی و از بین رفتنی هست. زیرا چیزی که دارای جسم باشد محدود است و از بین می‌رود و خداوندی که فاقد جسم هست می‌ماند. پس تنها ذات خداوند نامحدود می‌باشد. [۴] اما در عرفان حلقه وقتی نامحدود بودن خداوند اثبات می‌شود؛ نا محدود بودن تجلیات نیز در ادامه برای او اثبات می‌گردد. در حالی که طبق آیه «وَ لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ کُلُّ شَیْ‌ءٍ هالِکٌ إِلاَّ وَجْهَهُ لَهُ الْحُکْمُ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُون.‌[قصص/۸۸] معبود دیگری را با خدا مخوان، که هیچ معبودی جز او نیست، همه چیز جز ذات (پاک) او فانی می‌شود، حاکمیت تنها از آن اوست، و همه به‌سوی او بازگردانده می‌شوید.» تمام چیزها فانی هستند و نباید چیزی را در کنار خداوند قرار داد.یعنی در کنار تصویر نامحدود بودن خداوند دیگر نمی‌توان وجود نامحدود دیگر را تصور کرد و هر چیزی جز ذات خدا چون محدود است پس از بین رفتنی است. علامه طباطبایی در رابطه با محدود بودن حقیقت حاصله از این هستی توسط انسان می‌گویند: «از حقیقت آن مقداری در دست ماست که خدا به فضل خود افاضه‌اش کرده باشد.»[۵] یعنی به دلیل محدود بودن ما و همچنین هستی خداوند به هرکس میزان مشخصی افاضه می‌کند که همچنین سبب محدود بودن می‌شود.نتیجه‌گیری: هرچند عرفان حلقه در اثبات توحید به مسئله نامحدود بودن خداوند اشاره می‌کند؛ اما در ادامه استدلال خود به دلیل عدم توجه به تفاوت مسئله ذات و تجلیات، دچار خلط بحث گردیده که از طریق آیات و روایات کاملاً قابل بررسی می‌باشد. پی نوشت:[۱]. نهج البلاغه، خطبه ۱[۲]. راغب اصفهانی، مفردات الفاظ قران، بیروت، دارالقلم، ۱۴۱۲ ق، ص ۶۶[۳]. نهج البلاغه، خطبه ۱[۴]. ر ک: طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی شرح القرآن، محمد باقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، زمستان ۷۴، ج ۱۱، ص ۱۶۹[۵]. همان، ج ۱۶ ص ۱۳۵ ]]> تاریخ و اندیشه Tue, 10 Feb 2015 11:22:36 GMT http://ehyaonline.ir/vdcf.0d0iw6demgiaw.html مردم در دوره پهلوی چطور به حج می‌رفتند؟ http://ehyaonline.ir/vdcg.x9xrak9utpr4a.html تاریخ و اندیشه: کتاب برگزاری حج در دوره پهلوی نوشته حمیده سلطانی مقدم در زمستان ۱۳۹۳ از سوی مؤسسه فرهنگی هنری مشعر و به همت پژوهشکده حج و زیارت وابسته به حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج وزیارت منتشر شد.در مقدمه كتاب «برگزاري حج در دوره پهلوي» آمده است: مي‌توان گفت كه در منابع تاريخي به مسأله برگزاري حج در دوره قاجار و پيش از آن، به مراتب بيشتر از دوره پهلوي دوم توجه شده است. در اين كتاب روند شكل‌گيري اداره حج و زيارت در اين دوره، در دو مقطع زماني مورد بررسي قرار گرفته است.ابتدا به دهه بيست و سي پرداخته شده كه حمله‌داران تنها حاكمان اين عرصه بودند. سپس به دهه چهل اشاره شده كه در آن مدت، وزارت كشور كوشيده تا كنترل بيشتري بر اين سفر داشته باشد. به همين منظور در سال ۵۱ برگزاري حج به سازمان اوقاف سپرده شد تا تنها دولت در اين باره تصميم‌گيري كند و پاسخگوي مسائل بي‌شمار آن باشد. بي‌شك، شناسايي مشكلات و موانع برگزاري حج در اين دوران و يافتن راه‌حلي براي آنها، از برنامه‌هاي سازمان اوقاف در اين دوره بوده است.«حج ايرانيان در دوره قاجار و روابط قاجار و عثماني»، «مسيرهاي حج در دوره قاجار و مشكلات آنها»، «برگزاري حج در دوره پهلوي دوم»، «سازمان اوقاف در دوره پهلوي دوم»، «جدا شدن سازمان اوقاف از وزارت فرهنگ»، «واگذاري امور حج به سازمان اوقاف»، «اهداف و برنامه‌هاي شوراي عالي حج»، «نمايندگان مراجع شيعه در حج»، «برخي آسيب‌هاي اجرايي برگزاري حج»، «كتابنامه» و «اسناد و تصاوير» عناوين فصل مختلف اين كتاب را تشكيل مي دهد.حج ايرانيان در دوره قاجار و روابط قاجار و عثماني يكي از موضوعات مطرح‌شده در اين كتاب است كه ذيل آن آمده است: «از آنجا كه سرزمين حجاز در حوزه قدرت دولت عثماني قرار داشت، انجام‌دادن اعمال حج براي ايرانيان، به چگونگي روابط سياسي دولت قاجار و عثماني ارتباط پيدا مي‌كرد. به همين دليل، در قراردادهايي كه ميان آن دو به امضا مي‌رسيد، به مسأله حج و زيارت عتبات توجه كامل مي‌شد و اصل يا اصولي از آن قراردادها به حج و زيارت اختصاص مي‌يافت.البته گفتني است كه در مكه يا مدينه، دولت شُرَفاي علوي قدرت داشت و شريف وقتِ حجاز به طور معمول، چه براي كسب درآمد بيشتر و چه به انگيزه‌هاي مذهبي و نسبي، مي‌كوشيد تا با ايرانيان روابط بهتري داشته باشد. اما گاهي تيرگي روابط، تأثير مستقيمي روي برگزاري حج زائران ايراني داشت. از برخي اسناد موجود بر مي‌آيد كه وجود برخي مشكلات و درگيري‌ها ميان دو دولت تا پيش از سال ۱۲۳۷ هجري شمسي سبب برگزارنشدن يا محدودشدن مراسم حج شده بود. البته پس از مدتي، آرام آرام به گفت‌و گو و سازش كشيده مي‌شد.طبيعي است كه حفظ جان ايرانيان در كشور عثماني بر عهده دولت بود و دولت عثماني و دولت عثماني نيز اختيار امور حجاز را به شريف واگذار كرده بود. اما به هر حال، مشكل هميشگي زائران ايراني، وجود اعراب بدوي راهزن بود.گفتني است تعداد حجاج ايراني در اين دوره، چه در سال‌هاي امن و چه در سال‌هاي سخت، حدود هزار تا هشت هزار نفر بوده است؛ همان‌طور كه در سفرنامه ميرزا داوود به آن اشاره شده است: (حاج ايران، خيلي كم است، هزار و دويست نفر به سياهه آمده است) ».در ذيل موضوع ديگري از اين كتاب با عنوان برگزاري حج در دوره پهلوي دوم مي‌خوانيم:«در سال‌هاي پيش، سفر حج همچون سفرهاي ديگر پرخطر و بدون ايمني بوده است. حتي در دوره قاجار و دوره پهلوي اول، كيفيت و ايمني راه‌هاي اين سفر، تغيير چنداني نكرد و مردم با مشكلات فراواني به اين سفر مي‌رفتند.«در سال‌هاي دهه بيست و سي هجري شمسي، مردم براي رفتن به حج بايد به سفارت كشورهاي لبنان، عراق و سوريه مراجعه مي‌نمودند و گذرنامه دريافت مي‌كردند؛ زيرا مسأله حج در دولت ايران سرپرست مشخص نداشت تا پاسخ‌گوي مراجعان آن باشد؛ به همين علت گاهي يك نفر از سفارت ايران در مصر به همراه وزير مختار مصر، چند روزي را در جده به سر مي‌برد و گاهي حتي همان يك نفر هم نبود؛ براي مثال در سال ۱۳۲۰ هجري شمسي كه فعاليت‌ها در دولت هماهنگ‌تر بود، يكي از وابستگان سفارت ايران در مصر، براي رسيدگي به كارهاي ايرانيان به حجاز آمده بود. اما با وجود زيركي و زبان‌داني، تنها به دليل جواني، جايگاه و شأن او چندان رعايت نمي‌شد و مأموران عربستان به او اعتنا نمي‌كردند. كارها نيز چندان پيش نمي‌رفت و حرمت و شأن حجاج ايراني حفظ نمي‌شد.»كتاب برگزاري حج در دوره پهلوي در ۱۳۶ صفحه و با قيمت ۳۲۰۰ تومان منتشر شده است.حوزه نمايندگي ولي فقيه در امور حج وزيارت تاكنون حدود ۱۰۰۰ عنوان كتاب با موضوع حج وزيارت منتشر كرده است كه تمامي اين كتاب‌ها به صورت الكترونيكي به نشانيlib.hajj.ir قابل دسترسي است. ]]> تاریخ و اندیشه Tue, 10 Feb 2015 11:18:01 GMT http://ehyaonline.ir/vdcg.x9xrak9utpr4a.html قهرمانان «داستایفسکی» زندگی را چگونه می‌فهمند؟! http://ehyaonline.ir/vdcg.q9xrak9unpr4a.html دکتر کریم مجتهدی استاد فلسفه دانشگاه تهران و نویسنده کتاب «آثار و افکار داستایفسکی» در گفت و گوی پیش رو به بررسی مضامین فلسفی آثار داستایفسکی پرداخته است.فئودور داستایفسکی عموما به عنوان یک رمان نویس شناخته می شود، اما توانسته است مضامین مهمی را در آثارش مطرح کند. مضامینی که آنقدر چالش برانگیز و حساس هستند که عده ای او را تنها یک رمان نویس بزرگ نمی دانند و او را در زمره روانشناسان و فیلسوفان قرار می دهند. یکی از مسائل مهمی که مفسران داستایفسکی درباره او مطرح می کنند و به بحث درباره ان می نشینند، "معنای زندگی" از نظر این نویسنده روسی است. شما به عنوان یکی از افرادی که درباره داستایفسکی تحقیق کرده اید، معنای زندگی در دیدگاه داستایفسکی را چگونه تفسیر می کنید.داستایفسکی به طور مستقیم درباره معنای زندگی، هدف زندگی و هدف تک تک قهرامان‌هایش سخنی نگفته است. در مجموعه آثاری که از او به جا مانده است باید دید قهرمان‌های داستان‌ها، زندگی را به چه معنایی می‌فهمند. از مسیر همین جو کلی که بر آثار داستایفسکی حاکم است خواننده هم با دوره‌ای از تاریخ روسیه روبرو می‌شود - که نیمه دوم قرن نوزدهم است - و هم به معنایی با جهان جدیدی که در حال راهیابی به روسیه است آشنا می‌شود؛ از این رو می‌توانیم به آثار داستایفسکی به عنوان سندی معتبر نگاه کنیم که اطلاعاتی را در مورد یک دوره تاریخی، روانشناسی اشخاص در آن دوره و نیز به جو کلی جامعه‌انسانی در یک منطقه از جهان – روسیه تزاری – به ما می‌دهد. ابتدا می خواهم مقدمه ای خارج از داستایفسکی بگویم؛ اگر بخواهیم زندگی را از بعد زیست شناسی بررسی کنیم، می‌توانیم بگوییم زندگی نوعی توحید مساعی میان اعضاء است. مثلا من در حال تنفس هستم و اکسیژنی وارد ریه من می‌شود و از آن طرف خونی که کارش را کرده است با این اکسیژن بازمی‌گردد و بدون این که دخالت کنم. این عمل به طور خودکار انجام می‌شود و من می‌توانم بگویم که جسما زنده هستم و اعضاء با هم وحدت مساعی دارند. اما انسان نیاز به انطباق با جهان خارج نیز دارد. پس زندگی اگر به لحاظ درون جسمی به آن نگاه کنیم تشریک مساعی است اما از لحاظ خارجی نیاز به انطباق با جهان خارج هم وجود دارد. اگر انطباق با خارج مساعد باشد و پاسخ نیازهای موجود زنده داده شود زندگی ادامه پیدا می‌کند. اما زمانی که مساعد نیست موجب مرگ آن جاندار می‌شود. هدف زندگی از لحاظ زیست‌شناسی حفظ خود و صیانت ذات است، پس زندگی همان حفظ زندگی است.حالا از چارچوب زیست شناسی بیرون بیاییم و انسان را در شرایط محیطی‌اش ببینیم؛ زندگی نزد انسان تا حدی نیز بستگی دارد به امکان انطباق با جامعه. شرکت انسان در یک جامعه یعنی کار او البته منظور از کار صرفا شغل خارجی نیست زیرا مثلا مادری یک شغل خارجی نیست اما در عین حال شامل وظایفی است. پس کار، وسیله اشتراک انسان با جامعه است. و شکل جامعه تابعی است از نحوه کار کردن افراد و متقابلا کار کردن افراد هم تابعی است از شکل جامعه و بین این ها نوعی داد و ستد و رفع نیاز وجود دارد. در شرایط آرمانی انسان شریک در حیات جامعه است و جامعه هم نیازهای انسان را برطرف می‌کند اما شرایط واقعی چندان این‌گونه نیست یعنی برخورد انسان با جامعه و دیگران چندان آسان نیست و ممکن است فرد توسط جامعه به انحاء گوناگون استعمار شود.تفاوت اساسی که انسان در انطباق با محیط با سایر جانداران دارد در این است که انسان فقط برای زیستن جسم خود را تغییر نمی‌دهد بلکه محیط را تغییر می‌دهد و می سازد و مساعد می‌کند. اگر انسان را بنا به تعریف موجود اجتماعی بدانیم؛ این اجتماعی بودن به این معنی نیست که جامعه همواره مساعد کار و خواسته های او است بلکه بین اجتماع و انسان یک رد و بدلی وجود دارد هر چند گاهی جامعه حالت جبری پیدا می‌کند زیرا موقعیت ها را خود انسان انتخاب نمی‌کند اما موضع اش را می‌تواند انتخاب می کند.آیا معنای زندگی نزد داستایفسکی امری است که به لحاظ وجود‌شناسی ریشه خارجی دارد و انسان می‌تواند آن را کشف کند؟ یا امری جعلی و برساخته شرایط گوناگون و صیرورت احوالات آدمی است؟افرادی که در رمان‌های داستایفسکی می‌بینیم تقریبا بدون استثنا همگی گرفتاری‌هایی دارند و به نظر می‌رسد هر کدام به نحوی بیمار هستند. یعنی اغلب خواسته‌هایشان مطابق آن چیزی که در جامعه جریان دارد نیست و نوعی تعارض و تقابل با جامعه دارند و مجبورند کارهایی را انجام دهند که عقل آن را مجاز نمی داند اما گرایش ها و عقده های درونی آن‌ها را مجبور می‌کند یعنی در جامعه ناسالمی زندگی می کنند و خود نیز نسبت به آن جامعه ناسالمی هایی دارند. معنا زندگی در چنین جامعه ای تبدیل به نوعی مقابله و دفاع از خود می شود. اگر راسکلنیکف قهرمان رمان جنایات و مکافات را در نظر بگیریم او دانشجویی است که آرمان های بسیار بزرگی دارد و شهر سن پطرزبورگ را ناسالم می‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌بیند و قدرتی ندارد که به مقابله بپردازد اما نمی تواند انگیزه های درونی خودش را مهار کند و سعی می کند به زندگی خود معنایی بدهد بدون این که بر این باور باشد که زندگی معنایی دارد تنها تلاش می کند برای زندگی اش معنایی بیابد و آن معنا آرمان هایش است.به عنوان مثال می توان در مورد راسکلنیکف گفت؛ او موضع می‌گیرد و جعل معنا یعنی موضع گیری. و در این رمان با جوانی روبرو هستید که ناراضی است و این نارضایتی فقط دلایلی مادی ندارد بلکه او ظلم، اجحاف و تفاوت‌ها را نمی تواند بپذیرد. و البته آرمان های عالی دارد ولی نمی تواند مطابق آن آرمان ها عمل کند. داستایفسکی در این رمان می خواهد به خواننده بگوید که اهداف وسیله را توجیه نمی‌کنند. حال داستایفسکی چگونه این مضمون فلسفی را در قالب رمان به ما نشان می دهد؟در این رمان پیرزن ثروتمندی را می بینیم که اشیائی را از مردم می‌گیرد و در قبال آن مبلغی به آن ها قرض می‌دهد و به عنوان یک زالو در این رمان تصویر شده است. راسکلنیکف تصمیم می‌گیرد پیرزن را بکشد زیرا می‌خواهد کاری عادلانه در جامعه انجام دهد. اما روزی که برای کشتن پیرزن می‌رود با خواهر او که زنی بیگناه و از لحاظ عقلی ناسالم است مواجه می شود و تصمیم می‌گیرد او را نیز بکشد و می بینیم حتی وسیله برقراری عدالت نیز انتخاب خود او نیست! و پولی از پیر زن سرقت می‌کند که آن را هم نمی تواند در راه هدفش خرج کند و در آخر عمل او می شود جنایت و حالا مکافات و مجازات او مطرح است.به لحاظ عقاید مسیحی نیز انسان ابوالبشر گناهی مرتکب شده و حالا این زندگی مکافات آن گناه اولیه است. تمام شخصیت‌هایی که این جوان در رمان با آن ها روبرو است هر کدام مکافاتی دارند و گویی دادرسی هم در کار نیست. بعضی مفسرین آثار داستایفسکی بر این باورند که راسکلنیکف ایمان واقعی نداشته است اما چنین نیست و این افراد رمان را به خوبی نفهمیده اند؛ برعکس گویی او مانند ناظری است که از بالا به اعمال شخصیت های داستان نگاه می‌کند.در بین شخصیت های داستان دختر مهربانی به نام سوفیا را می بینیم که بنا به دلایلی در راه های ناشایستی قرار گرفته است و سرانجام هم بعد از محاکمه راسکلنیکف حاضر می شود همراه او به سیبری برود. در آن جا نیز بسیار مردم دار است و در همان زندگی ناشایست خود باز هم بسیار پاک است. خود داستایفسکی هم این تجربه را دارد که تا مرز تیرباران شدن رفته و به همین علت می‌تواند نگرانی‌های این افراد را به خوبی ترسیم کند - نیچه معتقد است که داستایفسکی بزرگترین روان‌شناس دنیا است. به نظر نیچه هیچ کسی به خوبی داستایفسکی تعارضات درونی انسان را تحلیل نکرده است - پس عمل راسکلنیکف خود نوعی جعل معنا است که توام با نوعی مکافات تا پایان عمر می‌باشد.از دیگر رمان‌های عمیق داستایفسکی می‌توان به "برادران کارامازوف" و "ابله" اشاره کرد که تاکنون در ایران نتوانسته ایم به خوبی آن ها را تحلیل کنیم.در رمان برادران کارامازوف یک چهره اصلی به ما معرفی می شود که پیرمردی است به نام فئودور و سه پسر دارد و علاوه بر این سه پسر یک پسر نامشروع هم به نام اسمردیاکوف دارد که خدمتکار خانه است. پدر این خانواده از دودمان اصیلی نیست و به نوعی تازه به دوران رسیده است و در دورانی زندگی می‌کند که فرانسوی ها در روسیه قطار را راه اندازی می‌کردند و یک عده مقاطعه‌کار در جریان این ریل‌گذاری به ثروت می‌رسند- البته ورود قطار به روسیه نیز نمادی از ورود دنیای جدید به روسیه و شکسته شدن سنت است که‌آن را در کتاب ابله نیز می بینیم؛ هنگامی که پرنس میشکین با قطار وارد روسیه می شود - پس پدر خانواده فردی است که ثروت کلانی از راه ارتشاء به دست آورده است و با سنت های روسیه قدیم نیز بیگانه است. و رقابتی بین او و پسرانش وجود دارد و در کنار این سه پسر؛ پسر چهارم که هیچ گاه سایر برداران او را به عنوان برادر نپذیرفته اند و رابطه ای بین او و برادر دوم یعنی ایوان وجود دارد و برای او احترام زیادی قائل است. سرانجام روزی پدر کشته می‌شود.پسر بزرگتر خانواده که چند بار پدر را تهدید به مرگ کرده است تنها متهم داستان است و تمام مدارک و شواهد علیه اوست. در صورتی که پسر کوچکتر که خدمتکار است قاتل پدر می باشد و انگیزه او از قتل علاقه و تحسین او نسبت به برادر دوم است زیرا برادرش را فردی مظلوم و درستکار می‌داند. در نهایت برادر بزرگتر مقصر شناخته می‌شود زیرا همسر او که بسیار انسان نیکی است تصور می‌کند که شوهرش قاتل است به این علت که بارها نزد او گفته است که پدرم را خواهم کشت! و بنابراین علیه شوهرش شهادت می دهد.در این رمان زندگی بی معنا دانسته نشده است اما افراد به معنای اصلی زندگی دست نمی‌یابند. و به طور کلی نزد داستایفسکی انسان به آن حدی نمی رسد که معنای حقیقی زندگی را دریابد زیرا اسیر التهابات و شهوات بی مورد خویش است هر چند زندگی را عبث نمی داند. در این جا می خواهم عبارتی از یک متفکر ایتالیایی به نام پیکو دلامیراندولا که در ایران چندان شناخته نیست بیاورم که به خوبی تفکر داستایفسکی را روشن می کند و آن عبارت این است که "انسان بالاتر از فرشته است و در عین حال پایین‌تر از حیوان است".یعنی اگر مطابق سنت ارسطو انسان را حیوان ناطق تعریف کنیم - نطق به معنای عقل – این ناطقیت و فکر حیوانیت را از او سلب می‌کند. و از سوی دیگر همان انسان به سبب حرص‌ها، خودبزرگ بینی‌ها و شهوات از حیوان پایین‌تر است. اگر چه ناطق است و در اجتماع زندگی می‌کند. و گویی در نهاد هر یک از قهرمان‌های داستایفسکی یک تقابل درونی وجود دارد و جنبه‌ای که کاملا انسانی است با جنبه‌ای که کاملا غیر انسانی است در کشمکش است و همین تضاد درونی از سویی انسان را به سوی آن زندگانی آرمانی سوق می‌دهد و از سوی دیگر به سمتی می‌کشاند که معنای حقیقی زندگی را از دست بدهد. اما به باور داستایفسکی زندگی نه تنها معنا دارد بلکه یک موهبت است. در حقیقت برادران کارامازوف در آن خشونتی که بر رمان حاکم است کاملا آینده روسیه را نشان می‌دهند که به لحاظ تاریخی به سوی نوعی اضمحلال می‌رود.وجود خدا به عنوان امری خارج از انسان چه نقشی در شکل‌گیری حیات اخلاقی انسان در نظرگاه داستایفسکی دارد؟ آیا باور نداشتن به خدا سبب می‌شود به هر کاری دست بزنیم؟در داستان ابله با شخصیتی مواجه هستیم به نام هیپولیت که مرد جوانی است و به هیچ عقیده ای وابسته نیست و آشکارا خود را هیچ گرا اعلام می‌کند. می گوید "اگر خدا نباشد هر چیزی مجاز است". این عقیده خود نوعی جعل معنا است زیرا زندگی او که در مسیر خاصی قرارگرفته است این گونه است ولی برای دیگران که نیاز به فداکاری، ترحم نسبت به دیگران، توسل به خداوند و ... دارند به گونه ای دیگر است. البته خداوند ضامن خوبی‌های انسان است به شرط این که اعتقاد و اعتماد به او عمیق باشد نه از روی تظاهر و ریا.مفهوم رنج یکی از مفاهیم اساسی در مطرح شدن بحث معنا داری زندگی است و همچنین از مفاهیم پایه در آموزه های مسیحیت به شمار می‌رود می‌رود؛ وجود رنج و درد چه فوایدی برای زندگی بشر دارد؟ چرا داستایفسکی تا این حد در آثارش بر مفهوم رنج تاکید می‌کند؟برای مسیحیان حقیقی رنج به معنای رستگاری انسان و بازخرید انسان است. در انجیل آمده است هنگامی که مسیح را به صلیب می‌کشند به خدا می گوید الهی چرا سبقت جستی بر من؟ چرا مرا ترک کردی و رفتی؟ پس مطابق آموزه های مسیحیت اگر در جستجوی رستگاری هستید باید رنج را تا پایان تحمل کنید. رنج کشیدن خود یک معنای‌ دینی است و به این معنی که می‌خواهم از حیوانیت خود فراتر روم و به رستگاری دست یابم. و من داستایفسکی را مسیحی می‌دانم البته نه به معنای رسمی آن ولی حس اصلی حس دینی است.آیا می‌توان گفت داستایفسکی مانند نیچه منتقد مسیحت است و البته با این تفاوت که داستایفسکی خود را مسیحی می‌داند؟در برادران کارامازوف با همین انتقاد روبرو هستیم که کلیسا آرمان‌های اصلی خود را به خوبی منعکس نمی‌کند و البته نباید افراط‌گویی کنیم؛ داستایفسکی چون رمان‌نویس است قصد دارد تا خواننده اش را با مثال‌های انضمامی روبرو کند و گزارشی از گروهی مردم بدهد بدون این که دستورالعملی به خواننده‌اش بدهد و بگوید که چگونه باید زندگی کند .شک و تردید یکی از عناصری است که همواره در شخصیت قهرمان‌های آثار داستایفسکی دیده می‌شود؛ و گاهی همین شک و تردید سبب می‌شود قهرمان داستان به ورطه پوچ انگاری سقوط کند؛ زمینه های پیدایش شک نزد در آثار داستایفسکی چیست؟ و چگونه می‌توان به مقابله با آن پرداخت؟اگر تجربیات ما راجع به موضوعی کافی باشد ما درباره ان موضوع یقین داریم و اگر تجربیات ما کافی نباشد در این حالت ظن پیش می‌آید حکم ما در این جا جنبه احتمالی دارد. شک حالت بین ظن و یقین است که در این حالت اطلاعات انسان متضاد است. و در فلسفه به آن تعلیق حکم گفته می‌شود. و البته این تعلیق حکم در فلسفه ارزشمند است زیرا انسان توانایی تعلیق حکم ارادی دارد و می تواند آن چه تاکنون می دانسته را کنار بگذارد و از نو پیرامون موضوعی اندیشه کند و این همان شک روشی دکارت است..نزد دکارت انسان فکر و اراده است و در مقابل او هابز انگلیسی قرار دارد که به جای فکر، میل و به جای اراده، حس را قرار می‌دهد. البته باید بپذیریم که نزد انسان هم فکر و اراده وجود دارد و هم حس و میل و البته حس و میل را به اشتراک با حیوان دارد و هنگامی که از این مرتبه فراتر می‌رود به فکر و اراده تبدیل می‌شود. اما وقتی شما رمان می‌نویسید چون انسان‌ها بیشتر در سطح میل و حس قرار دارند ناگزیرید بیشتراین جنبه را نمایش دهید. البته گاهی نیز در سطح فکر و اراده قرار دارند و حتی از آن نیز فراتر می‌روند به سطح رحمت، محبت و عشق می‌رسند و رمان نویس تمام این مراتب را برای خواننده توصیف می‌کند و با قاطعیت به مخاطب نمی‌گوید انسان فکر و اراده است بلکه انسان را انضمامی می‌بیند که گاهی فکر و اراده است و گاهی میل و حس.و در مورد پوچی باید بگویم پوچی نوعی انفعال از جانب انسانی است که به انتها رسیده است و در آن ردی از فکر و اراده وجود ندارد و انسان زمانی که به پوچی می رسد اگر احساس کند معنایی وجود دارد می‌تواند از آن حالت پوچی عبور کند و به نظر من پوچ‌گرایی امری ساختگی و غیر‌واقعی است و هیچ انسانی در اصل خویش پوچ‌گرا نیست. در حقیقت فلاسفه‌ای که پوچ‌گرا هستند از تنبلی و کاهلی انسان بهره برداری می‌کنند و خود پوچ هستند که این نیز مرحله ای است که ممکن است انسان به آن برسد نه این که یکسره جهان و زندگی را پوچ بدانیم. می توان گفت خود پوچی نیز معنایی است که اینان به زندگی می‌دهند همان‌طور که می‌توان گفت زندگی اصلا پوچ نیست.راه زندگی سعادتمندانه در منظومه فکری داستایفسکی چیست؟ و چگونه می‌توان به آن دست یافت؟هر چند شرایط زندگی برای انسان در جامعه چندان ساده و آسان نیست اما انسان از طریق پاک‌دلی و ترحم به دیگران و در رحمت الهی می توان به سعادت دست یابد نه با مقام و ثروت. و حتی مسیح نیز می گوید بهشت از آن ساده دلان است. و سعادت حقیقی قابل دستیابی است نه آن طور که شخصیت هیپولیت می‌پنداشت.البته سعادت برای من امکان یادگیری است و بنا به عقیده شخصی من هر انسانی وظیفه‌ای نسبت به دیگران دارد و در عین حال وظیفه‌ای نسبت به خود دارد که یادگیری است و این که بفهمیم چرا انسان زندگی می‌کند؟ و چگونه باید زندگی کند؟ این یادگیری به باور من هدف زندگی است و در شرایط ایران این امر آینده‌ساز است. و اگر آینده‌ی فرهنگی برای ایران قابل تصور باشد فقط از رهگذر آموختن امروزی ما میسر است. ]]> تاریخ و اندیشه Mon, 09 Feb 2015 10:39:11 GMT http://ehyaonline.ir/vdcg.q9xrak9unpr4a.html کتابخانه تخصصی سیدالشهدا(ع) در پایتخت ایجاد می شود http://ehyaonline.ir/vdcb.8b5urhbzgiupr.html تاریخ و اندیشه: سومین دستور جلسه یکصد و سی ام شورای اسلامی شهر تهران که یکشنبه نوزدهم بهمن ماه سال ۹۳ برگزار شد به طرح الزام شهرداری تهران به احداث و ایجاد کتابخانه تخصصی حضرت سیدالشهدا(ع) اختصاص داشت که با رأی اکثر اعضای شورای اسلامی شهر تهران به تصویب رسید.در جریان بررسی این طرح عبدالمقیم ناصحی رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای اسلامی شهر تهران پیشنهاد ایجاد این کتابخانه در مجموعه تپه های عباس آباد را بیان کرد که با پیشنهاد های مختلف سایر اعضای شورای شهر روبرو شد.ناصحی با بیان اینکه در این کتابخانه انواع نسخ خطی، سنگی و سایر موضوعات جمع آوری می شود به نوعی حالت نمایشگاهی می یابد گفت: این کتابخانه ای تخصصی است که در حقیقت تمام کتب درخصوص حضرت سیدالشهدا (ع) را که بخش عمده ای از آنها در دسترس نیست جمع آوری می شود.وی با بیان اینکه ایجاد این کتابخانه با روح مجموعه عباس آباد که در حقیقت نمایشگاهی است همخوانی دارد گفت: با اختصاص این فضا کتابخانه هرچه سریعتر راه اندازی می شود.علیرضا دبیر رئیس کمیسیون برنامه و بودجه شورای شهر تهران پیشنهاد ایجاد کتابخانه در میدان امام حسین (ع) را ارائه کرد و گفت: با توجه به اینکه در تمام شهر تهران این میدان به نام حضرت سیدالشهدا (ع) مزین است مناسبت دارد که کتابخانه در محدوده این میدان ایجاد شود.وی با تاکید بر اینکه ایجاد چنین کتابخانه ای می تواند موضوع فرهنگی این میدان را تغییرات مثبت همراه سازد ادامه داد: این موضوع جزو معدود پروژه هایی است که به لحاظ تامین بودجه با مشکلی مواجه نیست و بر همین اساس بازدیدهایی از مکان های در نظر گرفته شده انجام شده است.دبیر همچنین به موضوع دسترسی عمومی تاکید کرد و گفت: باید موضع دسترسی به کتابخانه مورد توجه قرار گیرد.مهدی چمران رئیس شورای اسلامی شهر تهران نیز در خصوص تپه های عباس آباد اظهار داشت: چنین فضایی در این محدوده در نظر گرفته نشده است ضمن اینکه هرگونه تغییر در طرح این محدوده نیازمند مصوبه شورای عالی معماری و شهرسازی است.محمدمهدی تندگویان عضو شورای اسلامی شهر تهران ایجاد این کتابخانه را در راستای شناساندن فرهنگ اسلامی در عرصه بین الملل دانست و گفت: با در نظر گرفتن چنین هدفی شایسته است کتابخانه تخصصی در مجموعه ای همچون برج میلاد تهران که با کاربری بین­المللی ایجاد شده است پیش بینی شود احمد دنیا مالی درهمین خصوص با تاکید بر اینکه کتابخانه تخصصی با این موضوع با هدف انجام کار ویژه ای صورت گرفته است اظهار داشت: این کتابخانه هویتی مستقل دارد و باید آن هویت حفظ شود.پرویز سروری، عضو شورای اسلامی شهر تهران ضمن تاکید بر پیشنهاد رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای اسلامی شهر تهران گفت: تپه های عباس آباد فضایی بین المللی و باغ کتاب بوده که فضایی مرتبط با کتاب و کتابخوانی است و به نظر می رسد این پیشنهاد از همه کاملتر و بهتر است.چمران، رئیس شورای اسلامی شهر تهران با تاکید بر اینکه ساخت و ساز جدید برای این کتابخانه زمانبر است گفت: می توان این فضا را در نمایشگاه دائمی کتاب در تپه های عباس آباد ایجاد کرد و به شهرداری دستور داد تا در صورت توان ساختمان این کتابخانه را در نطقه ای مناسب ایجاد کند و سپس کتابخانه را به آنجا انتقال دهد.وی اظهار داشت: به نظر می رسد سرای قرآن که در حال ساخت است بهترین نقطه برای ایجاد این کتابخانه باشد.رمضانی نماینده شهرداری تهران در این خصوص با بیان اینکه باغ کتاب فضایی نمایشگاهی است و اساساً این ظرفیت را ندارد با معرفی کتابخانه علامه امینی اظهار داشت: پیشنهاد می شود که کتابخانه را در این مجموعه ایجاد کنیم و پس از ساخت فضای مربوط آن را منتقل کنیم.محسن پیرهادی عضو شورای شهر با تاکید بر لزوم ساخت بناهای جدید برای این موضوع گفت: با این اقدام قرار است مدیریت شهری یک کتابخانه تخصصی با موضوع حضرت سیدالشهدا (ع) به شهر اضافه کند تا بتواند گامی به سوی اهل بیت (علیه السلام) بر دارد.وی پیشنهاد برگزاری جلسه ای با این موضوع بین شهرداری و شورای شهر را ارائه کرد و گفت: باید فرایند اجرایی این کار تعیین شود.احمد مسجدجامعی عضو شورای اسلامی شهر تهران درخصوص این مصوبه به موضوع تهران گردی ها و اکتشافات صورت گرفته در آنها اشاره کرد و گفت: در تهران گردی ها دیده شد که تکایای با قدمت بالای صد سال دارای کتابخانه بوده و بخش آثار هنری داشتند.وی با بیان اینکه این وجه در تکایای جدید مقفول مانده است اعلام کرد: کار جدیدی که امروز در حال انجام آن هستیم فهرست نویسی از این کتابهاست.مسجد جامعی با بیان اینکه به لحاظ فرهنگی ایجاد چنین کتابخانه ای وظیفه شهرداری نیست گفت: برای انجام کارهای کتابخانه باید هیئت امنایی ایجاد شود و شهرداری نقش حمایت کنندگی را داشته باشد.وی با بیان اینکه کار متفاوتی درخصوص ایجاد این کتابخانه صورت گرفته است گفت: مدیریت شهری اگر قرار است کاری را در این خصوص انجام دهد باید کاری ویژه باشد والا سایر کارها را مردم انجام می دهند و چراغ آن را روشن نگه داشته اند.مسجد جامعی همچنین به سند تهیه شده و اقدامات خوب کمیسیون فرهنگی درخصوص آن اشاره و تاکید کرد شورای شهر باید به گونه ای این موضوع را به تصویب برساند که دست افراد را برای انجام کارها نبندد.اسماعیل دوستی عضو شورای اسلامی شهر تهران با تاکید بر اینکه چنین کتابخانه ای نمونه دیگری ندارد پیشنهاد اضافه شدن بین المللی به عنوان کتابخانه تخصصی را ارائه کرد و ادامه داد: اگر این کتابخانه با مجموعه و یا کتابخانه دیگری ادغام شود از هویت خاص مورد نظر آن کاسته می شود و بنابراین بهتر است مکان یابی، احداث و ایجاد آن برعهده شهرداری گذاشته شود.در پایان رئیس شورای شهر تهران پیشنهاد داد تا شهرداری با اختصاص فضایی اقدام به ایجاد کتابخانه کرده و پس از ایجاد بناهای مناسب کتابخانه را به محل اصلی خود انتقال دهد که مورد تصویب قرار گرفت. ]]> تاریخ و اندیشه Mon, 09 Feb 2015 07:35:34 GMT http://ehyaonline.ir/vdcb.8b5urhbzgiupr.html