زیارت اربعین نشانه‌ای از ایمان است، چرا؟
محسن اسماعیلی
تاریخ انتشار : شنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۴:۱۸
تاریخ و اندشه: بیستم ماه صفر، چهلمین روز پس از فاجعه جانسوز کربلا و شهادت امام حسین (ع) و یاران با وفایی است که مانند آنها را تاریخ به خود ندیده است. این روز دارای قداست فراوان، آداب ویژه و درخور تأملی است. سنت بزرگداشت «اربعین»، در میان پیشوایان دین، تنها برای سالار شهیدان مرسوم و مورد تاکید است؛ تا آنجا که « زیارت اربعین» از نشانه های ایمان معرفی شده است. اما چرا؟
جهانی پر از اسرار شگفت
جهانی که ما در آن زندگی می کنیم؛ پر از رمز و راز است و کمتر می توان پدیده ای را فاقد ابعاد پنهان و اسرار شگفت انگیز دانست. برای همین است که در همه چیز عالم خلقت باید تدبر کرد. بی اعتنایی و ساده انگاری در مواجهه با حوادث و پدیده ها شیوه فرزانگان نکته سنج نیست. از دعاهای پیامبر خدا (ص) این بود که «رَبِّ أرنی الأشــیاء َ کـما هـی » ؛


خدایا! هر چیز را آنچنان که هست! به من بنمایان. این تمنای عاشقانه، نشانه آن است که آنچه ما به ظاهر می بینیم، همیشه هم با آنچه واقعاً هست، یکی نیست و «صورتی در زیر دارد، آنچه در بالاستی»!

یکی از این پدیده های اسرار آمیز، اعداد هستند. راز های نهفته در اعداد تا آنجا از پرده برون افتاده است، که جهان سراسر مادی امروز هم ناچار به اعتراف شده است و در حالی که بشر جز به ماده و مادیت نمی اندیشد، دانشی جداگانه برای شناخت اسرار اعداد بوجود آمده است. «عدد شناسی» (Numberology )، علمی است که به مطالعه معانی و رازهای نهفته در اعداد می پردازد.

رازهای نهفته در عدد اربعین
اما افزون بر یافته های علمی و تجربی، تاکید متون دینی بر بعضی اعداد، مانند هفت یا هفتاد، و توصیه به رعایت آنها نیز حاکی از آثار و خواص ناشناخته ای است که در آنها وجود دارد. اینک اما آنچه مورد نظر است، چهل یا همان «اربعین» است که عدد مورد نظر پیشوایان دین در مواضع متعدد است. این عدد چندان مورد تأکید و اسرارآمیز است که نابغه علم ومعرفت شیعی، علامه بحر العلوم، در «رساله سیر و سلوک» خود می نویسد: «خود به‌ عیان‌ دیده‌ایم‌، و به‌ بیان‌ دانسته‌ایم‌ که‌ این‌ مرحله شریفه‌ از مراحل‌ عدد را خاصیّتی‌ است‌ خاصّ، و تأثیری‌ است‌ مخصوص‌، در ظهور استعدادات‌، و تتمیم‌ مَلَکات؛ در طیِّ منازل‌ و قطعِ مراحل‌. و منازل‌ راه‌، اگر چه ‌بسیار باشد، لکن‌ در هر منزلی‌ مقصدی‌ است‌. و مراحل‌ اگر چه‌ بی شمار باشد؛ چون‌ به‌ این‌ مرحله‌ داخل‌ شدی‌ اتمام‌ عالَمی‌ است.»، و « بالجمله خاصیت اربعین در ظهور فعلیت وبروز استعداد وقوه، وحصول ملکه، امری است مصرّحٌ به در آیات واخبار؛ ومجرّب اهل باطن واسرار».

نمونه هایی از اربعینیات
او سپس با استناد به احادیث، به مواردی از خصوصیت و تاثیر عدد چهل اشاره می کند: «تخمیر طینت‌ آدم‌ أبوالبشر به‌ ید قدرت‌ الهیّه‌ در چهل‌ صباح‌ اتمام‌ یافت‌؛ وَ خَمَّرْتُ طینَةَ آدَمَ بِیدَی‌ أرْبَعِینَ صَباحاً. و در این‌ عدد عالمی‌ از عوالم‌ استعداد را طیّ کرد. و به‌ روایتی‌ چهل‌ سال‌ جسد او میان‌ مکّه‌ و مدینه‌ افتاده‌ بود و باران‌ رحمت‌ الهیّه‌ بر او می‌بارید، تا در این‌ عدد قابل‌ تعلّق‌ روح‌ قدسی‌ شد. و میقات‌ موسی‌ علیه‌ السّلام‌ در "اربعین‌ لیلة"‌ تمام‌ شد. و قوم‌ او را بعد از "اربعین‌ سنة"‌ از تیهْ خلاص‌ کردند. و خاتم‌ انبیاء صلّی‌ الله‌ علیه‌ وآله‌ و سلّم‌ را بعد از چهل‌ سال‌ که‌ به‌ خدمت‌ قیام‌ نمود، خلعت‌ نبوّت‌ پوشانیدند. و زمان‌ مسافرت‌ عالم‌ دنیا و ظهور استعداد، و نهایت‌ تکمیل‌ در این‌ عالَم‌، در چهل‌ سال‌ است‌. چنانچه‌ وارد است‌ که‌ عقل‌ انسان در چهل‌ سالگی‌ به‌ قدر استعداد هر کسی‌ کمال‌ می‌پذیرد...»

اربعین امام حسین علیه السلام
زیارت «اربعین» سالار شهیدان نیز یکی دیگر از موارد بروز اسرار این عدد پر رمز و راز است. گرچه بزرگداشت چهلمین روز شهادت یا درگذشت افراد، امروزه کم و بیش مرسوم است، اما در میان همه پیشوایان دینی تنها در خصوص حادثه کربلاست که توصیه اکید به آن گردیده است. شاید این را نیز بتوان بر شمار «خصایص الحسینیه» افزود و دلیل آن را ویژگی های منحصر به فرد عاشورا و آثار آن دانست.

احتمالاً به همین جهت هم باشد که «زیارت اربعین» از نشانه های ویژه مومنان تلقی شده است؛ چنانکه حضرت امام حسن عسکری (ع) فرمود: نشانه‌های مؤمن پنج چیز است: پنجاه رکعت نماز (در هر روز که شامل ۱۷رکعت نماز یومیه و نیز نمازهای نافله می شود)، زیارت اربعین، انگشتر به دست راست کردن، جبین را در سجده بر خاک گذاردن، و بسم‌الله الرحمن الرحیم را در نماز بلند گفتن».

نخستین زائر« اربعین»
آنگونه که در روایات و منابع متعدد و معتبر تاریخی و دینی آمده است، نخستین « زیارت اربعین» افتخاری است که نصیب صحابی وفادار و معمّر پیامبر خدا (ص)، یعنی جابر بن عبدالله انصاری شد؛ او بیستم ماه صفر، درست چهل روز بعد از شهادت امام (ع) وارد کربلا شد و سنت زیارت اربعین به دست وی اجرا شد. او ادب و آدابی در این زیارت نشان داد که بازخوانی آن، بسیار درس آموز است. فردی که به همراه جابر در این روز به کربلا آمده «عطیة بن سعد » است؛ که از بزرگترین دانشمندان ، و نه غلام جابر، است. وی از بزرگان تابعین و دارای تفسیری در پنج مجلّد بر قرآن مجید بوده و از راویان حدیث محسوب می‌شود.

عطیة می گوید: با جابر به قصد زیارت قبر امام حسین علیه السّلام حرکت کردیم. همین که به کربلا وارد شدیم، نزدیک فرات رفت و غسل کرد. سپس جامه ای به خود پیچید و جامه ای دیگر بر دوش افکند. بعد از آن بسته اى را گشود که در آن ماده ای خوشبو به نام سُعد بود. از آن بر بدن خود زد، و سپس به جانب قبر روان شد. جابر گامى بر نمی داشت مگر با ذکر خدا؛ نزدیک قبر رسید. او که نابینا شده بود، به من گفت تا دستش را بر قبر امام گذارم. من چنین کردم. چون دستش به قبر رسید بى هوش بر روى قبر افتاد.

آبى آورده، بر وى پاشیدم تا به هوش آمد و سه بار گفت یا حسین! سپس با لحنی دردناک گفت: حَبیبٌ لا یُجیبُ حَبیبَهُ؟ آیا دوست جواب دوست خود را نمى دهد؟ و بعد خودجواب داد که: چگونه جواب دهى و حال آنکه رگهاى گردن تو در جای خود نیست و بر پشت و شانه تو آویخته شده، و بین سر و تن تو جدایى افتاده، پس شهادت مى دهم که تو فرزند بهترین پیامبران و پسر سیّد مؤ منان هستی. تو فرزندِ همزاد تقوى و هدایت، خامس اهل کساء، پسر سیّد النقباء و فرزند فاطمه هستی. چگونه چنین نباشى و حال آنکه به دست رسول خدا و در کنار متّقین پروریده شدى، از پستان ایمان شیر خوردى و از شیر بریده شدى. در حیات و ممات سلامت و پاکیزه بودى. همانا دلهاى مؤ منین خوش نیست به جهت فراق تو و حال آنکه شکى ندارند در نیکوئى حال تو، پس بر تو باد سلام خدا و خشنودى او، و همانا شهادت مى دهم که تو گذشتى بر آنچه گذشت بر آن برادر تو یحیى بن زکریا.

پس جابر چشم خود را به دور قبر و شهدا گردانید، و چنین سلام داد: «اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ اَیَّتُهَا الاَْرْواحُ الّتى حَلَّت بِفِناءِ قَبْرَ الْحُسَینِ عَلَیْهِ السَّلامُ وَ اَناخَتْ بِرَحْلِهِ اَشْهَدُ اَنَّکُم اَقَمْتُمُ الصَّلوةَ وَ آتَیْتُمُ الزَّکوةَ وَ اَمَرتُمْ بِالمَعْرُوفِ وَ نَهَیْتُمْ عَنِ المُنکَرِ وَ جاهَدْتُمُ المُلْحِدینَ وَ عَبدْتُمُ اللّهَ حَتّى اَتیکُمُ اْلیَقینُ.»

وعده ای دلنشین برای زائران
پس از این، جابر بن عبدالله انصاری جمله ای شوق آفرین بر زبان راند و گفت: سوگند به آنکه محمّد (ص) را به نبوّت بر انگیخت، ما هم در آنچه شما انجام دادید، شرکت داشتیم . عطیه با تعجب از جابر پرسید: چگونه ما با آنان شرکت داشتیم و حال آنکه در وادى ای فرود نیامدیم و از کوهى بالا نرفتیم و شمشیری نزدیم؛ و امّا این گروه، بین سر و بدنشان جدایى افتاده و فرزندانشان یتیم و زنانشان بیوه گشته است؟!

جابر گفت: اى عطیّه! شنیدم از حبیب خود، رسول خدا (ص) که مى فرمود: هر کس گروهى را دوست داشته باشد، با آنان محشور می شود و هر کس عمل قومى را دوست داشته باشد، شریک در عمل آنان می گردد. قسم به خداوندى که محمّد (ص) را به حق برانگیخت، نیّت من و یارانم بر آن چیزى است که بر حسین علیه السّلام و یارانش گذشته است (و بنابر وعده پیامبر، ما با آنها در این جهاد و شهادت شریک هستیم!).

... و اینک ای شمایان که صدها سال پس از جابر و دیگر کاروان اربعین، رهسپار آن حرم پر شکوه هستید،
ای کسانی که توانسته اید صدای «لبیک» خود را به عمق خیام یگانه تنهای تاریخ برسانید،
ای دل سوخته های ستم ستیزی که سفیر شهیدان و ایثارگران این امّت با وفا بوده و هستید،
آنان، رهبر جانباز و فرزانه آنان، و همه ما محرومان را نیز یاد کنید ؛ آنگاه که در روز اربعین، همنوا با منتقم غایب(عج) ، زمزمه می کنید که: « اَلسَّلامُ عَلى وَلِىِّ اللَّهِ وَ حَبیبِهِ؛ اَلسَّلامُ عَلى خَلیلِ اللَّهِ وَ نَجیبِهِ؛ اَلسَّلامُ عَلى صَفِىِّ اللَّهِ وَ ابْنِ صَفِیِّهِ؛ اَلسَّلامُ عَلىَ الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهیدِ؛ اَلسَّلامُ على اَسیرِ الْکُرُباتِ وَقَتیلِ الْعَبَراتِ ...»
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 1693
مرجع : پایگاه اطلاع رسانی نویسنده