نقد وتحلیل شعر در اسلام وقرآن کریم
محمد جواد گودینی
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۲:۴۶
قرآن:درباره شعر وجایگاه آن در ادیان الهی تاکنون پژوهشهای بسیاری انجام شده است. شعر وادبیات از دیرباز تاکنون مورد توجه اندیشمندان،متفکران وحتی توده های مردم بوده وهست. در این نوشتار می خواهیم دیدگاه اسلام را درخصوص شعر،شاعران وادبیات مورد بررسی وکنکاش قرار دهیم.
نقد وتحلیل شعر در اسلام وقرآن کریم
قرآن: در زمینه ی شعر،قضاوت های گوناگون از روزگاران قدیم تاکنون وجود داشته ودارد:

۱- دیدگاه افراطی:طبق این دیدگاه،شعر ارزش بسیاری داشته قائلان به این نظریه، بیش از همه چیز به شعر ارزش واهمیت داده اند،تاجائیکه برخی از شاعران گفته اند: راز نبوّت پیامبران در ماشاعران تجلی کرده است(ایلیا أبو ماضی می گوید:انما نحن معاشر الشعراء یتجلّی سرّ النبوّة فینا) ونیز سخنان اغراق آمیز متنبی شاعر پرآوازه عرب که در مقام خودستائی میگوید:

مامقامی بأرض نخلة إلا کمقام المسیح بین الیهود
أنا فی أمّة تدارکها الله غریبٌ کصالحٍ فی ثمود(دیوان متنبی،شرح مصطفی سبیتی)

ودر جای دیگر چنین می گوید:

مابقومی شرفت بل شرفوا بی وبنفسی فخرتُ لابجدودی
إن أکن معجبا فعجب عجیبٍ لم یجد فوق نفسه من مزید(همان منبع)

طبق این دیدگاه، شعر شاعران از هر چیزی بالاتر بوده وحتی همسان وحی ونبوت است. چنان که برخی گفته اند:برای بیان واقعیت هیچ راهی بهتر از شعر وجود ندارد.

۲- قضاوت هایی که در نقطه ی مقابل دیدگاه اول قرار دارد. طبق این دیدگاه شعر پست ترین پدیده ی خیالی وپندار وتصوری است که زائیده ی تخیّلات شاعران است. وحتی بهترین شعر دروغ ترین شعر است:
در شعر مپیچ ودر فن او چون احسن اوست اکذب او
در زمان جاهلیت،این نوع نگرش وجود داشت وشعر وشاعری چیزی جز خیالپردازی ومسخ واقیات وبازی با کلمات چیز دیگری نبود:

ءإنا لتارکوا آلهتِنا لشاعرٍ مجنونٍ(صافات۳۶).
أم یقولونَ شاعرٌ نتربّصُ به ریبَ المَنون(طور ۳۰). و...
خداوند متعال نیز دامن پیامبرش را از اتهام شعر وشاعری مبرّا دانسته و وحی را با شعر متمایز کرده ومی فرماید:
وما هو بقولِ شاعر قلیلا ما تؤمنون(سورة الحاقة آیة۴۱). ودر جای دیگر می فرماید: وما علّمناه الشعر وما ینبغی له إن هو إلا ذکرٌ وقرآن مبین(یس آیة ۶۹).
طبق این دیدگاه ،شعر وشاعری عملی شیطانی دانسته شده که مورد حمایت علم ودین نبوده وشاعران افرادی منفور هستند.

ایرج میرزا می گوید:
هر یکی از شعرا تابع یک شیطان است من در این مغز برآشفته دو شیطان دارم

۳- در میان این دو قضاوت نادرست ودیدگاه افراطی وتفریطی،قضاوتی میانه ومنطقی را برگزیدیم که جایگاه شعر وشاعر را درست تبیین کرده واز جاده ی اعتدال پا را فرا نگذاشته وبه نقاط مثبت ومنفی شعر وشاعری نگریسته وانواع شعر را از یکدیگر تفکیک کرده ویکسان بدان ننگرد.
شعر عبارت است از "بیان زیبا وموزون با احساسی والا وفهم برین درباره ی انسان آن چنان که هست وآن چنان که باید باشد وجهان آن چنان که می تواند برای انسان وسیله ی رشد وکمال در دو قلمرو معرفت وعمل باشد".(جعفری، محمد تقی،سه شاعر ص ۹۴ و۹۵).

شعر از جایگاه بالایی در میان اقوام گوناگون برخوردار بوده وتوجهات بسیاری را به خود جلب کرده است مشترکات انسانی واخلاقی فراوانی را می توان میان ادبیات های جهان مشاهده کرد،اما معنای این سخن آن نیست که ادبیات وگفته ی شاعران از یک درجه برخوردار بوده ویا همگی صحیح بوده وبا اصول علمی ویافته های بشری امروزی قابل تطبیق است وهمه ی محصولات شاعران(اعم از شعر ونثر) قابل اعتناء می باشد.
آری! شعر اهمیت بسزایی در گسترش فرهنگ جوامع کنونی دارد، اما قابل نقد بوده وهرگز نمی توان آن را وحی منزل دانست.

جایگاه شعر در قرآن کریم
بدون تردید شعر یکی از هنر های اصیل بشری است که از دیر زمان با ذهن وعواطف انسانها سرو کار داشته ودر قالب گفتار آهنگین وعاطفی تجلّی می یابد. در دوران پیش از اسلام ودر محیط جاهلی آن زمان،شعر پدیده ای کاملا شناخته شده بود وشاعران جایگاه رفیعی داشتند. پس از ظهور اسلام نیز اهتمام به شعر کاسته نشد وپیامبر بزرگوار اسلام(ص) واصحاب ایشان به شعر وتأثیر گذاری آن وضرورت استفاده از آن برای اهداف مقدّس کاملا واقف بوده اند.

دکتر شوقی ضیف در تاریخ خود می نویسد:
"وجاء الإسلام فانکبّوا علی تلاوة القرآن الکریم ولکن لم ینسوا شعرهم أبدا .. وکان الرسول(ص) یستحثّ حسان بن ثابت وغیره من الشعراء علی هجاء قریش والردّ علی شعرائها... وهذا نفسه شأن الصحابة جمیعا،فقد کانوا کثیرا ما یناشدون الأشعار ویقصون بعض الأخبار عن جاهلیتهم. قال جابر بن سمرة:جالست رسول الله(ص) أکثر من مئة مرة فکان أصحابه یتناشدون الأشعار فی المسجد ووأشیاء من أمر الجاهلیة فربما تبسّم رسول الله..( تاریخ الأدب العربی ج۱ ص۱۴۴).

قرآن کریم نیز که روشنگر راه رستگاری بشر است، در چهار آیه ی پایانی سوره ی شعراء وآیات دیگر به وضوح دیدگاه خود نسبت به شعر وشاعری را بیان داشته و می فرماید:
و الشعراءُ یتّبعُهم الغاوُون (۲۲۴)ألم تَر انّهم فی کلّ وادٍ یَهیمونَ (۲۲۵)و انهم یقولونَ ما لا یفَعلون (۲۲۶)الا الذین آمَنوا و عملوا الصالحاتِ و ذکروا اللهَ کثیرا و انتصروا من بعد ما ظُلموا و سَیَعلمُ الذین ظلموا أیّ منقلبٍ ینقلبونَ (۲۲۷)(سوره ی شعراء، آیات ۲۲۴ تا ۲۲۷).
در این آیات کریمه، شعر به تنهایی از ارزش برخوردار نیست وملاک ایمان وعمل صالح را نیز به شعر ضمیمه می نماید. شعر اگر در خدمت عقیده ی الهی قرار گیرد ودر راه ترویج اسلام وپایبندی به اصول اخلاقی وفرهنگ اصیل ومتعالی باشد، موجب ترقی جامعه خواهد شد واگر در این راستا قرار گیرد،بدون تردید دارای ارزش است ودر غیر این صورت تنها یک متن زیبای ادبی است.
در حقیقت شعر به تنهایی (وبدون توجه به مضامین آن) از ارزش چندانی برخوردار نیست. شعر از ارزش ذاتی برخوردار نمی باشد وباید دید که شعر را چه کسانی وبا چه اهدافی به خدمت می گیرند(نقد تفکر هنر برای هنر یا الفن للفن).

در این آیات،خداوند با به کارگیری حرف استثنای "إلا" ابتدا حکمی را بیان می فرماید وسپس تعدادی را از شمول این حکم مستثنی می کند(استثنای متصل).
نظیر این شیوه را در آیات قرآن نیز مشاهده کرد. خداوند می فرماید:لقد خلقنا الإنسان فی أحسن تقویمٍ/ثمّ رددناه أسفل سافلینَ/ إلا الذین آمنوا وعملوا الصالحات فلهم أجر غیر ممنون(سوره ی تین آیات۴ به بعد).
ودر جای دیگر می خوانیم:والعصر/ ان الإنسان لفی خسر/إلا الذین آمنوا وعملوا الصالحات وتواصوا بالحقّ وتواصوا بالصبر(سوره عصر).

شعر در سیره پیامبر اسلام(ص) واهل بیت(ع)
همان گونه که اشاره شد،ایمان وعمل صالح شرط لازم برای ارزشگذاری شعر است. اگر شاعر در موضعی حق گام برداشته وشعر خود را در راه عقیده ی اسلامی خود هزینه نماید،آن گاه مورد تمجید پیامبر خدا(ص) وائمه طاهرین قرار می گیرد. آن چنان که پیامبر اسلام(ص) "حسان بن ثابت" را مورد لطف قرار داده واو را به سرودن شعر(در راه دفاع از اسلام ورویارویی با عقیده شرک وخرافات رائج در آن زمان) تشویق می فرمودند.

حسان بن ثابت(به عنوان نمونه ی شاعر مورد قبول اسلام وشاعری متعهد در زمان پیامبر اسلام(ص)) بسیار مورد توجه مورخان وناقدان ادبی قرار گرفته است. به طور مثال،ابو عبیدة درباره ی حسان مینوسد:"فضل حسان الشعراء بثلاث:کان شاعر الأنصار فی الجاهلیة وشاعر النبی(ص) فی النبوة وشاعر الیمن کله".(دیوان حسان بن ثابت الأنصاری).
همین طور دیگر شاعرانی که به مسأله ی اخلاق وعقیده ی اسلامی در شعر توجه داشتند،مورد تشویق پیامبر اسلام(ص) وجانشینان ایشان قرار می گرفتند. "کعب بن زهیر" پس از آنکه قصیده ی ماندگار خود را در مدح رسول خدا(ص) سرود،مشرّف به دریافت بُرده از دست ایشان گردید(الصباح، محمد علی، کعب بن زهیر حیاته وشعره).

با بررسی دقیق تاریخ زندگی رسول خدا(ص) وسیره ی آن بزرگوار می توان دریافت که ایشان در شعر وادبیات مهارت فراوانی داشته اند وعلی رغم انکه شعری نمی سرودند وخود را شاعر نمی دانستند ،از ذوق ادبی بالایی برخوردار بوده وحتی گاهی به نقد شعر وبیان دیدگاه خود درباره ی شعر می پرداختند. از ابن عباس روایت شده که رسول خدا(ص) فرمودند:"أفضل شعرائکم القائل ومن ومن یعنی زهیرا".

از دیگر شاعران متعهدی که در مسیر هدایت قدم برداشته وتعهد در شعر را حفظ کرده وهرگز شرف وانسانیت خود را با چیزی معاوضه ننموده اند،می توان به "ابو الأسود الدؤلی" اشاره نمود. او که شخصیت شعری اش چندان شناخته شده نیست(که البته می تواند تحت تأثیر عوامل سیاسی باشد) شاعری بزرگ وگران مایه است که درباره ی او گفته اند:"کان ابو الأسود الدؤلی من المتحققین بولایة أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب(ع) ومحبّته وصحبته ومحبّة ولده وشهد معه الجمل وصفین وأکثر المشاهد. قال أبو الفرج الإصفهانی عنه: کان شیخ المعلم وفقیه الناس وصاحب علی(ع) وخلیفة عبد الله بن عباس علی البصرة(دیوان أبی الأسود الدؤلی).

ابو الأسود پس از شهادت مولای متقیان (ع)و در رثای ایشان چنین می سراید:
ألا أبلغ معاویة بن حرب فلاقرّت عیون الشامتینا
قتلتُم من رکب المطایا وخیّسها ومن رکب السفینا
ومن لبس النعال ومن حذاها ومن قرأ المثانی والمئینا(همان منبع).

آیا می توان گفت چنین شاعرانی متعهد وبا کفایت که هرگز به دنبال منافع شخصی خود از شعر نبوده وشعر خویش را وقف عقیده ی پاک وخداپسندانه ی خود نمودند،مورد بی مهری اسلام قرار گرفته وآنان را پیشوای گمراهان دانسته اند؟
آیا می توان چنین حکم کرد که اشعار انسان های بزرگوار وپرهیزکاری همچون أبو الأسود الدؤلی،کمیت بن زید الأسدی،دعبل بن علی خزاعی،سید حمیری،شریف رضی وسید مرتضی وصدها تن دیگر از شاعران متعهد نادرست و یا بدون تاثیر است و یا آنکه از ارزش یکسانی با دیگر اشعار سروده شده که خالی از معارف بلند انسانی است، برخوردار است؟

نگاهی به آثار دعبل بن علی وشریف رضی:
همانگونه که گفته شد قرآن کریم، شعر وحاصل افکار شاعران را به طور مطلق نپذیرفته ونیز مطلقا رد نمی کند. بلکه برای شعر ملاک ومناطی قائل است که اگر از آن برخوردار باشد،مقبول ودر غیر این صورت مردود ومطرود خواهد بود وآن معیار،ایمان وعمل صالح است که به شعر شاعران عمق وغنا می بخشد.
در صدر اسلام، شاعرانی همچون حسان بن ثابت،کمیت بن زید اسدی،عبدی کوفی،کُثیّر بن عبد الرحمن،دعبل بن علی الخزاعی،سید حمیری و...مورد حمایت وتشویق پیامبر اسلام(ص) واهل بیت ایشان(ع) قرار گرفته وحتی پاداش وصله ای مناسب ودر خور به ایشان تعلق گرفته است.
یکی از شاعران متعهد که در راه دفاع از عقائد اسلامی وشیعی اشعار بسیاری سروده ودر این راه ناملایمات وسختی های بسیاری را تحمّل نموده وحتی از وی نقل شده که گفته است چوبه ی دار خود را بیش از چهل سال است که باخود حمل می نمایم، دعبل بن علی الخزاعی است.
دعبل شاعری گرانقدر ودارای جایگاهی برجسته در میان شاعران متعهد است که اشعار او از عاطفه،عمق وحرارت ویژه ای برخوردار است و اشعار او در مدح اهل بیت عصمت وطهارت جزو زیباترین اشعار زمان خود وحتی در طول زمان در زبان عربی محسوب می شود.

دکتر عمر فرّوخ درباره ی او چنین می نویسد:" کان دعبل بن علی شاعرا متقدّما مجیدا بدیع المعانی متین الترکیب له مدیح وغزل جیّدان مدائحه فی آل البیت أحسن شعره ومن أحسن الشعر".(فروخ،عمر، تاریخ الأدب العربی الأعصر العباسیة).
از مأمون عباسی نقل شده است که درباره ی اشعار دعبل چنین گفت:"لله درّه ما أغوصه وأنصفه وأوصفه.(دیوان دعبل بن علی الخزاعی).

وی در مدح مولای متقیان امیر مومنان علی(ع) اشعار زیبای بسیاری دارد که به نمونه ای از آن اشاره می کنیم:
ألا انه زکیّ مطهّر سریع الی الخیرات والبرکات
غلاما وکهلا خیر کهل و یافع وأبسطهم کفا الی الکربات
وأشجعهم قلبا وأصدقهم أخا وأعظمهم فی المجد والقربات
أخو المصطفی بل صهره ووصیّه من القوم والستار للعورات

می توان گفت مشهورترین وزیبا ترین وجاودانه ترین شعر دعبل، تائیة ی معروف او در مدح اهل بیت(ع) است که در محضر امام رضا(ع) قرائت نمود. این قصیده در شرائط تاریخی بسیار ویژه ای سروده وخوانده شده است واز اهمیت فوق العاده ی تاریخی،دینی،سیاسی،فکری وادبی برخوردار است.برخی از ابیات آن به این شرح است:

مـدارسُ آيـاتٍ خَلَـت مـن تـلاوةٍ ومنزلُ وحيٍ مُقفِر العَرَصـاتِ
لآلِ رسولِ الله بالخيـفِ مـن مِنـىً وبالركن والتعريف والجمَـراتِ
ديـار علـيٍّ والحســينِ وجعفـرٍ وحمزةَ والسـجّادِ ذي الثَّفِنـاتِ
منـازل وحـيِ الله يَنــزِلُ بينَهـا على أحمدَ المذكورِ في السُّورات
منـازل قـومٍ يُهتــدى بهداهــمُ فتُؤمَـنُ منهـم زَلّـةُ العَثَـراتِ
منـازل كانـت للصــلاةِ وللتُّقـى وللصـومِ والتطهيرِ والحسـَناتِ
منـازلُ جِبريـلُ الأميــنُ يَحِلُّهـا مـن الله بالتسـليم والرَّحَمـاتِ
منـازل وحـيِ الله مَعـدِن علمـِه سـبيلُ رشـادٍ واضح الطُّرُقاتِ
ديـارٌ عفاهـا جـورُ كـلِّ مُنابـذٍ ولم تَعـفُ للأيـام والسـنواتِ
قِفا نسـألِ الدارَ التـي خَفَّ أهلهـا متّى عهدُها بالصومِ والصلوات
وأين الأُلى شَطّت بهم غربةُ النـوى أفانيـنَ في الآفـاقِ مُفتَرِقـاتِ
همُ أهلُ ميـراثِ النبيِّ إذا اعتـزَوا وهم خيرُ سـاداتٍ وخيرُ حُماةِ
وما النـاسُ إلاّ غاصـبٌ ومكـذِّبٌ ومُضطغنٌ ذو إحنَـةٍ وتـِراتِ
فكيـف يُحبّـون النبـيَّ ورهطَـهُ وهم تركوا أحشـاءهم وَغِراتِ
أفاطـمُ قُومي يا ابنةَ الخير واندُبي نجومَ سـماواتٍ بأرضِ فَـلاةِ
قبـورٌ بكوفـان وأخـرى بطيبـةٍ وأخـرى بفَخٍّ نالَها صَـلَواتي
وقبـرٌ بأرضِ الجَوزَجـانِ مَحِلُّـهُ وقبر بباخَمْـرى لدى الغُرباتِ
وقبـر ببغـدادٍ لنفــسٍ زكيّــةٍ تَضـمّنها الرحمنُ في الغُرُفاتِ
وقبرٌ بطوسٍ يا لَها مـن مُصـيبةٍ ألَحَّت على الأحشـاءِ بالزَّفَراتِ
إلى الحشـرِ حتّـى يبعثَ اللهُ قائمنا يُفرِّجُ عنّـا الهـمَّ والكُرُبـاتِ و...

دعبل در رثای امام رضا(ع) اشعار جانسوز وپرحرارتی دارد که به نمونه هایی از ابیات آن اشاره می کنیم:
ألا لعینی بالدموع استهلّت ولو فقدت ماء الشؤون لقرّت
علی من بکته الأرض واسترجعت له رؤوس الجبال الشامخات وذلّت
وقد أعولت تبکی السماء لفقده وأنجمها فاحت علیه وذلّت
رُزئنا رضیّ الله سبط نبیّنا فأخلفت الدنیا له وتولّت و..
وقال فی رثاء الإمام الرضا(ع):
یا حسرة تتردّد
وعبرة لیس تنفد
علی علیّ بن موسی
بن جعفر بن محمد
قضی غریبا بطوس
مثل الحسام المجرّد(دیوان دعبل بن علی الخزاعی).
دعبل شاعری متعهد وپایبند به ارزشهای انسانی واسلامی بوده که در اشعارش دوستی اولیای دین(ع) موج می زند.

نگاهی به اشعار شریف رضی(ره):
شریف رضی(حسن بن محمد بن حسین العلوی) دانشمند،ادیب،لغت شناس،شاعر وعالم مشهور جهان اسلام وتشیع واز مفاخر جهان شیعه به شمار می رود. شریف رضی(به همراه برادرش شریف مرتضی) از جایگاه منحصر به فردی در میان دانشمندان وعالمان جهان اسلام برخوردار بوده وحتی در میان دانشمندان اهل سنت نیز از مقبولیت خاصی برخوردار می باشد. ثعالبی درباره ی شریف رضی می گوید: "یُعدّ الیوم أبدع أهل الزمان وأنجب سادة العراق وهو أشعر الطالبیین من مضی منهم علی کثرة شعرائهم(دیوان شریف رضی، مقدمه).
گرانسنگنرین اثر شریف رضی تدوین وگردآوری کتاب جاودان"نهج البلاغة" است که همچون خورشیدی در آسمان اسلام می دردخشد.

شریف رضی شاعری خوش ذوق نیز به شمار می رفت که اشعار بسیاری از وی برجای مانده است.(برخلاف بسیاری از شاعران شیعی همچون کمیت بن زید اسدی،سید حمیری،ابو الأسود الدؤلی و...که تنها بخش ناچیزی از اشعارشان برجای مانده است وبسیاری از آن در طول زمان از میان رفته است ویا تعمّدا به پاس فراموشی سپرده شده است).
شریف رضی تعدادی خلفای همعصر خود(همچون الطائع لله عباسی) وبرخی از وزراء(همچون بهاء الدولة) را مدح گفته است. تذکر این نکته ضروری است که شریف رضی در مدائح خود به دنبال کسب جائزة ودریافت صله از این افراد نبوده،بلکه با مصلحت اندیشی اهداف دیگری را دنبال می کرده است.
وی در رثای جد بزرگوارش امام حسین(ع) چنین می سراید:
کربلا ! لازلتِ کرباً وَبَلا مالقی عندَك آلُ الـمصطفی
کَم علی تُربِك لـمّا صُرِّعوا من دمٍ سال و مِن دمعٍ جَری
کَم حصانِ الذِّيلِ يُروی دمعُها خدَّها عند قتيلِ بالظَّما
تَمسَحُ الترَبَ علی إعجالـها عن طُلی نـحرٍ رميلٍ بالدّما ...
لَيسَ هذا لِرسولِ اللهِ، يا أُمّةَ الطُغيانِ والبَغی، جَزا!
غارسٌ لَم يَألُ فی الغَرسِ لَهُم فأذاقوا أهلَه مُرَّ الـجَنی
مُعجَلاتٍ لايُوارينَ ضُحیً سَنَنَ الأوجهِ أو بيضَ الطُّلی و... (دیوان شریف رضی)
می توان گفت،شریف رضی علاوه بر فضل،بزرگی وجلالت منزلت،در ادبیات وشعر نیز تبحّر مثال زدنی داشت وقصیده های بسیاری در زمینه های گوناگون مدح،رثاء تبریک مناسبت ها و..) در چارچوب آموزه های اسلامی شیعی سروده است ومرثیه های سوزناکی نیز از ایشان برجای مانده است.
سید رضی با وجود عمر کوتاه(چهل وهفت ساله) تألیفات ارزشمند وماندگاری از خود به یادگار گذاشت که می توان به نهج البلاغة،مجازات الآثار النبویة،مجازات القرآن،حقائق التأویل ودقائق اتنزیل ودیوان اشعار برجای مانده از ایشان اشاره نمود.

نتیجه:
ممکن است در نگاه اول این طور به نظر برسد که قرآن کریم با شعر ومقوله ی ادبیات مخالف بوده وآن را مردود می شمارد وشیوه ی شاعران را نکوهش می کند. به طور مثال،در برخی آیات،قرآن کریم ساحت پیامبر گرامی اسلام را ازسرودن شعر منزه شمرده وخود را سخن خداوند معرفی می کند وشدیدا از این که عنوان شعر بر آن اطلاق شود مخالفت می وزرد:
وما علّمناه الشعر وما ینبغی له إن هو إلا ذکرٌ وقرآنٌ مبینٌ(سوره یس۶۹).
انه لقول رسولٍ کریمٍ /ذی قوّةٍ عند ذی العرش مکین(تکویر۱۹ و۲۰).
ودر جای دیگر می فرماید:
وما هُوَ بقولِ شاعرٍ قلیلاً ما تُؤمنونَ/ وَلا بِقَوْلِ كاهِنٍ قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ/ تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ(الحاقّة آیات ۴۱ تا ۴۳).
خداوند متعال کتاب آسمانی اش را "شفاء لما فی الصدور" دانسته ونور،رحمة وهدایت،ذکر،مبین و... معرفی می کند و زیبایی های بلاغی(در بخش های معانی،بیان وبدیع) موجود در قرآن را (که یکی از مراتب اعجاز قرآن است واعراب هم عصر پیامبر(ص) آن را به خوبی درک می کرده وتحت تأثیر زیبایی های شگرف آن قرار می گرفتند) از جنس شعر نمی داند.
با تأمّل بیشتر در آیات قرآنی وبا مراجعه به اخبار وسیره ی پیامبر اسلام(ص) واهل بیت گرامی اش(ع) ،می توان دریافت که اسلام به طور مطلق با شعر مخالفتی ندارد وشعر را با عنصر ایمان وعمل صالح (تعهد به باورها وارزشهای اسلامی واخلاقی) پیوند زده وملاک ایمان وعمل صالح را مطرح می نماید(الا الذین آمَنوا و عملوا الصالحاتِ و ذکروا اللهَ کثیرا و انتصروا من بعد ما ظُلموا و سَیَعلمُ الذین ظلموا أیّ منقلبٍ ینقلبونَ).
در اسلام (بویژه در مکتب اهل بیت(ع) ) شاعران متعهد وفداکاراز جایگاه رفیعی برخوردار بوده ودر موارد متعددی مشمول الطاف ،محبت وعنایت کم نظیر ائمه ی طاهرین(ع) قرار گرفته واین خود گواه آن است که شعرِ مکتبی وهمراستا با اهداف الهی واسلامی نه تنها مورد طرد اسلام وبزرگان دین مبین نیست،بلکه مورد تشویق اسلام نیز می باشد.
در سیره ی پیامبر اکرم(ص) آمده است که ایشان حسّان بن ثابت(شاعر النبی) را به سرودن شعر در راه دفاع از ارزشهای اسلامی وهجو مشرکان قریش (با حربه ای برنده تر از شمشیر که همان شعر وادبیات است) فرا خواندند.
در روایات واخبار رسیده از ائمه ی طاهرین(ع) ،تشویق شاعران متعهد به چشم می خورد وبسیاری از این گونه شاعران که همعصر ائمه(ع) می زیستند،به شرف دریافت هدیه وصله از دست ایشان(ع) نائل آمدند.(همچون فرزدق ودعبل).

در تاریخ صدر اسلام آمده است که بسیاری از بزرگان همچون مالک بن حارث اشتر،عمار یاسر،حجر بن عدی،قیس بن سعد بن عباده و... در جنگ های امیر المؤمنین(ع) در مدح ایشان وتشویق مردم به جهاد در راه خداوند ومبارزه با ظالمان وبرقراری عدالت در جامعه ودفاع از عقدیده ی صحیح ونقد صریح ستمگران وقدرت طلبان، اشعار زیبا ومؤثری سرودند.
شعر در ثبت واقعیت ها وحوادث صدر اسلام ودر تدوین تاریخ اسلام نقش بسزایی را ایفا نموده است. شاعران رویداد های بسیار مهم همچون فتح مکة، واقعه ی تاریخی غدیر،حادثه ی عاشوراء وشهادت امام حسین(ع) واهل بیت ایشان و...را در اشعار خود ثبت وضبط کرده اند وبرای بررسی آن رخدادهای تاریخی از این اشعار بی نیاز نخواهیم بود. به عنوان مثال، در کتاب گرانسنگ "الغدیر فی الکتاب والسنة والأدب" تألیف علامة امینی رضوان الله تعالی علیه، به عامل شعر در زنده نگاه داشت وپاسداشت حادثه ی تاریخی وبسیار مهم غدیر خم ،اهتمام ویژه ای مبذول داشته شده است.
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 1306
مرجع : ایکنا