نقش و جایگاه مداحان در فرایند تبلیغ دین چیست؟
نقش و جایگاه مداحان در فرایند تبلیغ دین
مسعود دیانی
تاریخ انتشار : جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۴:۴۶
فرهنگ-احیا:یکی از نقاط قوت مداحی در تبلیغ دین نسبت به دیگر فرایندهای تبلیغی شمول فراگیر آن نسبت به نسلها و سنهای مختلف است.
فرهنگ-احیا: نقش و جایگاه مداحان در فرایند تبلیغ دین چیست؟ این پرسش را از دو منظر میتوان مورد توجه قرار داد. منظر نخست را مباحثی آشنا و فراگیر در میان اشخاص مذهبی تشکیل میدهد که عمدتاً با دغدغه‌های اصلاح‌گرایانه و با رویکردهای دروندینی به این موضوع از خود توجه نشان می‌دهند. در این رویکرد، مباحثی همچون تنظیم رابطة صنوف متولی تبلیغ دین یعنی روحانیان و مداحان، لزوم توجه به اعتدال، عقلانیت و عرف در آیین‌های عزاداری و مداحی، اهمیت و ضرورت توجه به منابع معتبر و اصیل دینی در محتوای مداحی، پرهیز از خرافه‌گرایی و بدعتگزاری در عزاداری‌ها و به طور خاص پرسش از فلسفه، حکمت و غایت آیین‌ها و سنت‌های مرتبط با مداحی مطرح می‌شود.

بیشتر کسانی که از این منظر به پاسخگویی به پرسش از نقش و جایگاه مداحان در فرایند تبلیغ دین میپردازند، برای مداحان نقشی ثانوی و تبعی در نظر میگیرند و نقش اول و اصیل فرایند تبلیغ دینی را به روحانیان اختصاص میدهند. این پاسخ بیشتر از آنکه به «هست‌ها» و «واقعیت‌ها» توجه داشته باشد به «بایدها» و «ارزشها» توجه دارد؛ به این معنی که تبلیغ دینی هنگامی صحیح، پذیرفتی و منطبق با اصول و موازین دین است که نقش اول در آن متعلق به روحانیان باشد و سایر صنوف مبلغ معارف دینی به صورت ملموس و مشخص رابطة خود را با این نقش اصیل و اول تنظیم کرده باشند. از این منظر اگر جز این اتفاق بیفتد و به عنوان نمونه مداحان خود را مستقل و بینیاز از ارتباط و تنظیم فعالیتهای خود با روحانیت ببینند دچار انحراف و کجروی دینی می‌شوند.

این پرسش در جای خود میتواند با اهمیت تلقی شود، چنانکه گاهی نیز در سایة مباحث حاشیهای قرار میگیرد و به نزاعی فرسایشی تبدیل میشود. با این وجود این مسئله در این نوشتار از این زاویه مورد توجه و بحث قرار نمیگیرد؛ بلکه سعی بر آن است که از منظری بروندینی و فراغ از دغدغههایی که گذشت این نقش و جایگاه مورد کنکاش قرار گیرد.

نقش و جایگاه مداحان در فرایند تبلیغ دین چیست؟ و چرا؟ بسیار بسیار زیاد، پررنگ، تأثیرگذار، غیر قابل انکار و سرنوشتساز به گونهای که در بسیاری موارد حتی
در بسیاری موارد حتی میتوان نقش اول در ماجرای تبلیغ دین را به مادحان، روضهخوانان و نوحهخوانان اختصاص داد
میتوان نقش اول در ماجرای تبلیغ دین را به مادحان، روضهخوانان و نوحهخوانان اختصاص داد. دلایل این ادعا را میتوان به صورت زیر ارائه کرد:

اول: توجه و تمرکز بر بعد عاطفی دین
مطالعات دینپژوهانة معاصر به خوبی از اهمیت و جایگاه بعد عاطفی و احساسی دین سخن گفتهاند. امروزه کمتر دینپژوهی را میتوان یافت که احساسات فردی و جمعی دینباوران و ابعاد عاطفی و روانی دین را نادیده گرفته باشد. چنانکه غالباً پذیرفتهاند که مواجهة نخست دینباوران با دین از همین منظر عاطفی و احساساتی صورت میگیرد و پذیرش گزارههای اعتقادی و انجام رفتار و اعمال دینی در گرو شکل گرفتن رابطة عمیق عاطفی میان فرد، گروه، جامعه و دین است؛ رابطهای که شکلگیریاش، دست کم در دینداری شیعی، بسیار مرهون فعالیتهای مداحان، نوحه‌خوانان و روضهخوانان است.

شاید تذکر این نکته لازم باشد که هنگامی که از مداحی و روضهخوانی و شبیه به آنها سخن میگوییم، نفس عمل را مورد توجه قرار میدهیم؛ نه اختصاص آن به صنفهای موجود؛ یعنی روحانیان و مداحان. با این وصف میتوان روحانیای که در آخر منبر خود به روضهخوانی و ذکر مصیبت و مدح و ثنا میپردازد را نیز مداح تلقی کرد.

مداحی در سنت شیعی، اوج تحریک عواطف به سمت و سوی دینباوری است. مداحی در سنت شیعی به مثابه یک هنر تمام عیار با در هم آمیختن شدید عناصر برانگیزانندة عاطفه، نظیر حزن، مظلومیت، شجاعت و سلحشوری، افتخار، انتظار و مهمتر از همه محبت و عاشقی در بستر فرمها و قالبهایی که بیشتر با جنبة احساسی اشخاص سر و کار دارند، تعلق شدید و دلبستگی عمیق در میان شیعیان نسبت به شخصیتها و قهرمانان دینی ایجاد میکند؛ اگر نخواهیم از منظری مصلحتجویانه و محافظهکارانه اظهار نظر کنیم، واقعیت آن است به علت همین جنبة پر رنگ عاطفی گرایش عموم دینباوران نسبت به مداحی بیشتر است از گرایش به دیگر جنبههای تبلیغ دینی همچون منبر و خطابه و مطالعة تألیفات مذهبی. چه بسا در بعضی موارد حتی از منظر بروندینی بتوان برای خطابه نقشی مقدمهای برای عزاداری قائل شد.

دوم: شمول فراگیر سنی و نسلی

یکی از نقاط قوت مداحی در تبلیغ دین نسبت به دیگر فرایندهای تبلیغی، شمول فراگیر آن نسبت به نسلها و سنهای مختلف است. مداحی به دلیل جنبههای عاطفی خود و به مدد قالبهای محبوب خود، دایرهای وسیع و فراگیر از کودکان خردسال تا پیران فرتوت را علاقهمند به خود میکند. قابلیتی که بعید است در شیوههایی نظیر خطابه و تألیف و امثالهم به آن دست یافت.

سوم: شمول فراگیر فرهنگی
مداحی به خلاف خطابه، میتواند خود را در فرهنگهای مختلف بازسازی کند. از همین رهگذر، دین میتواند به یک عنصر فرهنگی در جامعه تبدیل شود و این به تسریع
مداحی در سنت شیعی به مثابه یک هنر تمام عیار با در هم آمیختن شدید عناصر برانگیزانندة عاطفه نظیر حزن، مظلومیت، شجاعت و سلحشوری، افتخار، انتظار و مهمتر از همه محبت و عاشقی در بستر فرمها و قالبهایی که بیشتر با جنبة احساسی اشخاص سر و کار دارند تعلق شدید و دلبستگی عمیق در میان شیعیان نسبت به شخصیتها و قهرمانان دینی ایجاد می‌کند
و تعمیق دینباوری کمک شایانی میکند. سنتهای عزاداری به عنوان نمود بارز فعالیت مداحان در هر منطقة جغرافیایی و زیستبوم فرهنگی در نزدیکترین زمان ممکن شکل، شیوه، محتوا و کارکرد متعلق به خود را پیدا میکنند و در اسرع وقت به عنوان جزئی مقدس از فرهنگ آن منطقه قلمداد میشوند. تبدیل شدن این سنتها به یک عنصر از عناصر فرهنگ موجب میشود که حتی اگر در پارهای موارد دیگرِ ابعاد دین، نظیر ابعاد اعتقادی و رفتاری از سوی جریانهای رقیب با چالش مواجه شوند، اصل دینداری در سطح جامعه محفوظ باقی بماند.

چهارم: استفاده از ظرفیت‌های هنری

تأثیر عمیق هنر در فرایند تبلیغ دین در آثار متعددی در سطح جهان مورد مطالعه و توجه قرار گرفته است. مطالعات دینپژوهانه و مردمشناسانة معاصر به خوبی تأثیر و جایگاه استفاده از هنرهایی نظیر موسیقی، معماری، ادبیات، مجسمهسازی، نگارگری، خوشنویسی و ... در تبلیغ دین را نشان دادهاند. هم در همة جنبههای هنری میتوان به تبلیغ دین اهتمام داشت و هم در همة جنبههای تبلیغی دین میتوان از عنصر هنر مدد گرفت؛ اما در این میان بیشک مداحی جایگاه منحصربهفرد خود را دارد.

مداحی در حقیقت با در هم آمیختن هنرهایی همچون ادبیات ـ و به طور خاص شعر ـ با هنرهایی همچون موسیقی فولکلور و همچنین جنبههایی از اجرای زنده، بستری جذاب برای مخاطبان خود فراهم میآورد و با آنان ارتباطی عمیق و وثیق برقرار میکند.

پنجم: سهل‌الوصول بودن
اگر از بعضی دیدگاههای سختگیرانه دربارة مداحی که عمدتاً با همان رویکرد نخست مطرح میشوند، چشمپوشی کنیم، واقعیت آن است که مداحی نسبت به دیگر جنبههای تبلیغی دین سهلالوصولتر است و به همین علت بیشتر از آنها قابلیت عمومی شدن و بومی شدن دارد. مداحی بر خلاف تبلیغ از طریق خطابه، نیازمند تحصیلات طولانی و تن دادن به سیستم خاص حوزوی و پذیرفتن شرایط و محدودیتهای آن نیست. مداحی بر خلاف تبلیغ از طریق خطابه نیازمند تن دادن به شیوة خاص و انحصاری از زندگی نیست. انصاف آن است که هزینههای تبلیغ دین از طریق خطابه نسبت به هزینههای تبلیغ دین از طریق مداحی بسیار سنگینتر است و همین عدم تناسب هزینهها باعث میشود که انتخاب دومی نسبت به انتخاب اولی آسانتر و سهلتر بنماید. در جامعة ما غالباً مداحی به مثابه یک شغل تلقی نمیشود؛ هر چند برای عدة قابل توجهی درآمد مالی از این مسیر فراهم است؛ اگرچه گفتن این نکته میتواند انتقادها و حساسیتهای بسیاری را از سوی مداحان به همراه داشته باشد، واقعیت آن است که در جامعة امروز برای مداح شدن عناصر اولیهای مانند استعداد، اعتماد به نفس و تمرین و ارائه در جمع، کفایت میکند. در مقایسهای که میان هزینههای تبلیغ از طریق خطابه و تبلیغ از طریق مداحی گذشت، اگر معیار مقایسة سطح معمولی تبلیغ باشد، نمیتوان منکر شد که هزینههای زندگی در تبلیغ دین از طریق خطابه و ورود به نظام حوزه بسیار فراتر از هزینههای یک مداح معمولی بودن است و اگر سطوح عالی تبلیغ مد نظر باشد که نیازی به نشان دادن عمق تفاوت در این دو مثال نیست.

این تفاوت ظریف از یک سو باعث میشود تا در یک جامعة دینی تعداد مداحان نسبت به خطیبان و مبلغان حوزوی افزونی یابد و از سوی دیگر همین امر باعث میشود تا دسترسی مردم به مداحان نسبت به روحانیان آسانتر و سهلتر باشد. این واقعیت شاید یکی از دلایل شکلگیری مجالس و محافل مذهبی بدون حضور روحانیان در سطح جامعه باشد.

پیش از پایان
آنچه گذشت را باید صرفاً شواهد و قراینی بر پر رنگ دانستن نقش مداحان در منظومة تبلیغ دینی و از منظری بروندینی و واقعگرایانه (نه ارزشگزارانه) قلمداد کرد. بیشک مباحثی همچون عمق معرفتی تبلیغ یا ارزش تبلیغ و مباحثی از این دست، چنان که در مقدمة نوشته به آن اشاره شد مقام و موضع خاص خود را می‌طلبد.
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 1236