دندان عقل یا پروتز طلا
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۴۵
چندرسانه ای-احیا: شاید چهره شهر وانمودی از درون ما باشد و یا رفتار و کردار مانشان از عمق اندیشه ای باشد که شهر را مدیریت می کند
چندرسانه ای - احیا:محسن حبیبی، استاد دانشگاه دانشکده شهرسازی دانشگاه تهران با اشاره تاریخ تطور شهراز قرن نوزده تا امروز ما می گوید: «شهر قرن نوزده وقتی به اوایل و شروع قرن بیست می رسد، ما شاهد جعل واژه و ابداع واژه جدید برای تعریف شهر هستیم یعنی برای اولین بار با اربن(Urban) مواجهه میشویم که در فرهنگ نامه ها می آید و واژه ای که گدس مطرح می کند تحت عنوان کانوربیشن (Conurbation) یا ما مجموعه شهری یا شهر گسترده ولی به هر حال این در همین دوران و در شروع قرن است که زیمل پیشگویانه کلان شهر و حیات ذهنی اش را می نویسد و از فرد انسانی صحبت می کند که در کلان شهر زندگی می کند و به هیچ صورت با فردی که در دو دوره شهر قبلی می شناسیم مطابقت در رفتارها و هنجارها ندارد برای همین است که می بینیم را بطه ی آدمی با شهر هم دگرگون می شود، خیابان با مفهوم سیر کولاسیون با مفهوم حرکت سریع مطرح می شود، پیاده رو در مفهوم جدیدش مطرح می شود، میدانها، آن میدان های پر طمطراق گذشته نیستند عمدتا تبدیل به گره های ترافیکی شدند.»

محسن حبیبی معتقد است وقتی به سیر دگردیسی و استحاله مفهوم شهر توجه کنیم می توانیم رفتار مردمی که در هر برهه از تاریخ زندگی می کرده و یا می کنند را بیشتر فهم کنیم. «با نگاه به دوران اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیست به جای پاریسی که هوگو با جزئیات از غذاها، خانه ها، میدانها برایمان تعریف می کند یا بالزاک ترکیبی از شهرهای کوچک کنار هم نشسته را می گوید. حال نگاه کنید به پاریسی که زولا مطرح می کند. زولا اربن را مطرح می کند از یک شهری که مفسدین به ارتباطات بین المللی چه از طریق خطوط ریلی ، هوایی یا جاده وصل می شوند، می بینیم مفهوم شهر با سرعت و حرکت تعریف می شود و توجه به تمام نقاشی هایی که دراوایل قرن بیستم کشیده می شود مانند کوبیسم می بینیم که چگونه حرکت به نقاشی راه پیدا کرده و در آن به شهر میرسیم. سوریا ایماتا شهر خطی را تعریف می کند و سنت ایلیا سیته نووا را مطرح می کند و فیلم متروپلیسِ فریتز لنگ ((Fritz Lang که در اوایل قرن بیست ساخته شده و تمام اینها در آن زمان عجیب و قریب و پیشگویانه است در حالی که اکنون در این شهر زندگی می کنیم . بعدها لوفور این شهر را معنا می کند و می گوید علاوه بر نقش سیروکولاسیون فضای مصرف هستند جایی که جشن های مصرف بر پا می شود. حالا هم خیابان ها و میدان ها این نقش را بازی می کنند وبنابرین رابطه اطلا عات با فضای تماس و نمایش در این شهر دگرگون شده است و اطلاع رسانی رسانه ای می شود یعنی توسط روزنامه، تلویزیون ، تلفن منتقل می گردد واطلاع رسانی گوش به دهان در فضای جنبش و حرکت به نظامهای نرمتری تبدیل می شود برای اینکه اطلاع نه تنها در شهر بلکه در مقیاس جهانی ردو بدل گردد. به همین دلیل در شروع قرن مدرنیست ها تعریفی کاملا روشنی از شهر با عملکرد مسکن ،کار و آمد و شد واوقات فراغت می دهند و شهر را زونینگ می کنند، شهرتکه تکه و قطعه قطعه شده و چیزی که اینها را به هم می دوزد فضای جنبش و حرکت سیرکولاسیون است در واقع مفهوم شهر کهن کاملا دگرگون می شوند و فضاهای نمایشی در شهر این بار در مقیاس اتومبیل تعریف می شود با مفهوم سرعت خودش را نشان می دهد ودر واقع زبان شهر و معنی شهر و نشانه های شهری عوض می شود. آنچه از شهر در ذهن داریم را به هم می ریزد.

این استاد دانشگاه ادامه می دهد:« هرچه به اواخر قرن بیست نزدیک می شویم اربن رابطه طولانی مرکزو پیرامون را در گستردگی خودش به هم می ریزد و گهگاه رابطه عکس می گردد در سیتی ( City)و تاون (Town) مرکز همیشه حومه را تعریف می کند. در اربن (Urban ) چنین چیزی وجود ندارد. در بسیاری موارد حومه است که شهر را تعریف می کند. هر چه به اواخر قرن بیستم نزدیک بشویم این تعریف سهمگین تر می شود. وقتی از کانوربیشن (Conurbation) صحبت می کنیم تمام معادلاتی را که می شناسیم، مرکز، پیرامون، حریم، حاشیه، شهر و روستا را بهم می ریزد. چون اربنیزاسیون (Urbanization ) درهمه جا حضور دارد و رابطه ی شهری ، کلان شهر عمومیت پیدا می کند و فضا، مکان و زمان با دگرگونی در مفهوم فاصله معنی اش عوض می شوند و مفهوم فاصله با اتومبیل ترن و سایر لوازم نقلیه بهم می ریزد و کوتاه می گردد.

او در ادامه با اشاره به جایگاهی که هم اکنون ما در آن قرار داریم تصریح می کند:« در اربن دو مقوله یعنی دو گانه ها که از همه مهم تر طرد و جذب (یا انحصار) وجود دارد و بسیاری از معانی با هم حضور دارند. در آن با معماری پروتز روبرو هستیم که می تواند یک مقوله جهانی باشد، ساختمانها و پروتز های کاشت شده که با زمینه هماهنگی ندارند.»

حبیبی معتقد است ما در شهری زندگی می کنیم که گویی در آن دندان های پروتز کاشته شده است و همه چیز پروتز می شود. «در تهران می توان به دریاچه خلیج فارس در منطقه ۲۲ یا بانک ملت خیابان شریعتی یا برج میلاد اشاره کرد ، همان چیزی که کول هاوس (Rem Koolhaas) تعریف می کند شهری بی شناسه یا ژنریک سیتی که همه جا می تواند تولید شود. ما در آغاز این تعریف از اربن هستیم و دوبی از ما جلو افتاده است. در اربن با آن سلسله مراتبی که در سیتی می شناختیم روبرو نیستیم. در این شهر حریم وجود ندارد چون در کانوربیشن (Conurbation) حریم وجود ندارد وحریم ها دیافراگم هستند و درهم فرو رفته اند و فضا ها ی واسط شکل گرفته اند. و چون ما هنوز اربن پلنینگ (Urban Planning) نمی کنیم و سیتی پلنینگ (City Planning) می کنیم با این مشکلات مواجه هستیم. با یکسری گرفتاری ها مواجهیم و رفتارها و هنجارهای مردمان را باز نمی شناسیم برای رفتارهای اربن می توان به زیمل مراجعه کرد، در این شهر فرد تنها ، پرسه زن ، در شتاب ، حسابگر و دل زده است و تنها مامنی که بدان فرار می کند آن چیزی است که لوکوربوزیه به آن سلول می گوید نه خانه. وجود یک پارادوکس که فرد بین کلان شهر و سلول در نوسان است.»

سوال سهمگین این جاست که این مدل ساختمان ها و این معماری ها و شهرسازی  دندان عقل مدیران است یا دندان طلایی صرفا برای خودنمایی؟!
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 2624